اصطلاح «بینج واچ» (binge-watch) یا همان «تماشای پیدرپی قسمتهای مختلف یک سریال یا برنامه تلویزیونی»، در سال 2013 یکی از گزینههای فرهنگ لغت آکسفورد برای واژه سال بود. اگرچه این اصطلاح نتوانست عنوان گفتهشده را ببرد (درنهایت واژه «سلفی» که معادل فارسی آن را «خودعکس» در نظر گرفتهاند، بهعنوان واژه سال انتخاب شد) اما صرف این کاندیداتوری به گسترش پدیدهای اشاره داشت که در حال تبدیلشدن به یک فعالیت محبوب و پرطرفدار بود: تماشای چندین قسمت از یک برنامه تلویزیونی به صورت فشرده.
امروزه میلیونها نفر از ما بهطورمعمول سریالهای موردعلاقهمان را به این روش تماشا میکنیم. توسعه و تکثیر سرویسهای اینترنتی پخش فیلم و سریال در طول سالهای اخیر انجام دادن این کار را بسیار آسان کرده است. حتی پژوهشها نشان میدهد که در دوران قرنطینه کرونا بسیاری از ما نسبت به حالت عادی زمان بیشتری را صرف این سبک از تماشای بیوقفه سریال کردهایم که البته جای تعجبی هم ندارد.
اما آیا این تماشای پیدرپی و افراطی میتواند مشکلآفرین یا اعتیادآور شود؟ و اگر نمیتوانید از آن دست بکشید، پس چه باید کرد؟
دردسرساز شدن یا نشدن این رفتار با اینکه چند قسمت از یک سریال را پشت سر هم تماشا کنیم یا بهطور مشخص چند ساعت را جلوی تلویزیون یا صفحه کامپیوتر بگذرانیم، معلوم نمیشود (اگرچه اغلب پژوهشگران اتفاقنظر دارند که حداقل دو قسمت باید به دنبال هم تماشا شود). درست مثل سایر رفتارهای اعتیادآور، مهمتر این است که آیا این تماشای بیوقفه سریالها و برنامههای تلویزیونی روی دیگر ابعاد زندگی شخص تأثیر منفی دارد یا خیر؟
سالها مطالعه و پژوهش روی موضوع اعتیاد من را به این نتیجه رسانده است که تمام رفتارهای اعتیادآور شش مؤلفه یا بعد کلیدی را دربرمیگیرند. این شش مؤلفه را میتوان در ارتباط با تماشای بیوقفه سریال به این صورت تعریف کرد:
1. تماشای پیدرپی سریالها و برنامههای تلویزیونی به مهمترین چیز در زندگی فرد تبدیل شده است (برتری).
2. فرد تماشای بیوقفه و افراطی را راه قابلاعتمادی برای تغییر حالوهوای خود میداند و با این هدف به آن مشغول میشود: یعنی اینکه در کوتاهمدت حس بهتری پیدا کند یا به این وسیله بهطور موقتی از یکچیز منفی در زندگی خود فرار کند (عوض کردن حالوهوا).
3. تماشای پیدرپی سریال برخی ابعاد کلیدی از زندگی شخص مثلاً روابط و تحصیل یا کار او را تحتالشعاع قرار داده و به خطر میاندازد (تعارض).
4. تعداد ساعاتی که فرد بهطور روزانه صرف تماشای سریال میکند بهمرورزمان افزایش چشمگیری داشته است (تابآوری).
5. درصورتیکه فرد نتواند به تماشای سریال بپردازد، نشانههای روانی و یا جسمی ترک را تجربه خواهد کرد (علائم ترک).
6. درصورتیکه فرد موفق شود بهطور موقتی تماشای افراطی سریال را متوقف کند، وقتی دوباره به این فعالیت اشتغال یابد، بیدرنگ به همان چرخهای باز خواهد گشت که پیشازاین در آن بوده است (عود).
به باور من هر فردی که این شش مؤلفه را عملی کند، واقعاً به تماشای پیدرپی سریالها یا برنامههای تلویزیونی معتاد است. فردی که تنها برخی از این موارد درباره او صدق میکند، ممکن است نشانههای مشکلسازی از این رفتار را از خود بروز دهد اما طبق معیارهای من در دسته معتادان قرار نمیگیرد.
مثل بسیاری از اعتیادهای رفتاری دیگر مانند اعتیاد به رابطه جنسی، اعتیاد به کار و اعتیاد به تمرینات ورزشی، اعتیاد به تماشای پیدرپی سریالها یا برنامههای تلویزیونی نیز بهطور رسمی در هیچیک از کتابهای راهنمای روانپزشکی آورده نشده است. علاوه بر این، برآوردهای دقیق و معتبری هم از میزان شیوع نوع مشکلآفرین این رفتار در دست نیست؛ اما تعداد مطالعات و پژوهشهایی که به این پدیده میپردازند در حال افزایش است.
