
در چشمانداز سینمای معاصر، نام گای ریچی بیش از آن که صرفا یادآور فیلمهای جنایی خوشساخت باشد، مترادف با نوعی پویایی کمنظیر و یک جهانبینی سینمایی مشخص است. او کارگردانی است که توانست با ترکیبی حساب شده از دیالوگنویسی جسورانه و هوشمندانه، سبک بصری پرتحرک و بازی هوشمندانه با ساختارهای روایی، مرزهای ژانر اکشن و گانگستری – مشخصا سینمای بریتانیا – را جابجا کند و مُهر خود را پای آن بکوبد. ریچی دنیای زیرزمینی لندن را نه فقط با ریتم تند و شخصیتهای کاریزماتیک، که با نوعی «خودآگاهی سبکی» (stylistic self-awareness) و فاصلهگذاری طنزآمیز بازآفرینی کرد؛ جهانی که در آن خشونت میتواند به شکلی غریب طراحی شده و حتی زیبا به تصویر کشیده شود و ظاهر فریبندهی شخصیتها، اغلب نقابی بر انگیزههای پیچیدهتر آنهاست.
