یاس خوش‌خبر

ناگهان نگاهش قفل شد توی باغچه؛ روی درخت یاس رازقی کنار حوض؛ همان که محمد ۱۸ ساله‌اش قبل از رفتن به جبهه به دست خاک سپرد و گفت: یادگاری.

ناگهان نگاهش قفل شد توی باغچه؛ روی درخت یاس رازقی کنار حوض؛ همان که محمد ۱۸ ساله‌اش قبل از رفتن به جبهه به دست خاک سپرد و گفت: یادگاری.

یاس خوش‌خبر

زن دستش را ستون زمین کرد و دست دیگرش را به دیوار کاهگلی اتاق تکیه داد و علی‌گویان بلند شد. از صبح تلویزیون ۱۴ اینچش سرتاسر دانه‌های سیاه و سفید شده بود.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *