سما بابایی | عجیب نیست که یک «بازیگر» نیمقرن در هیچ اثری حضور نداشته باشد و همچنان نامش با صلابتی خیرهکننده، در صدرِ سینمای ایران بدرخشد؟ عجیب نیست زمان، از ورای غبارِ سالیان به جای زدودن یک نام، آن را صیقل داده و در قاب خاطرهها تر و تازه نگاه دارد؟ نه. عجیب نیست اگر بدانیم که قامتِ «بهروز وثوقی» نه بهعنوانِ یک هنرپیشهی متبحر که بهمثابهی نماد یک دوران، در ضمیر ناخودآگاهِ فرهنگِ تصویری این سرزمین جای گرفته است.
به گزارش فیلمنیوز، بهروز وثوقی، فراتر از ستارهای خوشچهره یا بازیگری پرطرفدار، شمایل مردی است که در هر چه بازی کرد، تکهای از رنج و خشم و شور و شکست نسلهای معاصر خود را نمایش داد و رنج و خشم در این سرزمین از نسلی به نسلِ دیگر منتقل میشود. «وثوقی» اسطورهی زندهی این سرزمین است. پُر از درخشش و زیبایی در حافظهی تاریخیِ ملتی که بارها و بارها در آیینهی بازی او، خویش را دیدهاند. او برای همیشه نمایندهی روحهای زخمی، معترض، تنها و عاشقِ یک ملت است. راوی دردمندیِ ما. نگاهی به هفت نقشِ به یادماندنی او داریم. آثاری که نهفقط به یمن روایت و کارگردانی، بلکه بیش از همه، با اتکای بر حضور نافذ وثوقی، در حافظهی تاریخی سینمای ایران جاودانه گشتهاند.
