اگر قرار باشد بهعنوان شاگردی کوچک یادنامهای برای استاد فقید دکتر داوود فیرحی بنویسم ترجیح میدهم آن نوشتار همانطور که شاید خود ایشان همیشه دغدغه داشتند به بحث ایران و آیندهی توسعه در ایران گره بخورد. به همین دلیل سعی میکنم این نوشته در عین رعایت اختصار در سه قسمت اصلی باشد: معرفی شخصیت دکتر داوود فیرحی، آنطور که یک دانشجو او را شناخت. سپس نقل خاطرهای از کلاس درس فقه سیاسی در محضر ایشان، که طی آن به طرح دیدگاه استاد دربارهی گره اصلی راه توسعهی ایران و راهحلی که میتواند این گره را بگشاید پرداخته میشود. و در قسمت آخر، تبعات فقدان شخصیتی همچون داوود فیرحی را بر تارک اندیشه سیاسی در ایران به بررسی میگذارم. چراکه شاید بتوان با دکتر داوود فیرحی به لحاظ اندیشهای متفاوت یا مخالف بود، اما هیچگاه نمیتوان اهمیت پژوهشها و پروژهی فکری ایشان را دستکم گرفت. به گمان من پس از مرحوم دکتر حمید عنایت، تنها کتابهای دکتر داوود فیرحی بود که مخاطبانی با هر دیدگاهی را، علاقهمند به حوزهی مطالعاتی اندیشهی سیاسی در اسلام و ایران میکرد.
یادنامه ای برای دکتر داوود فیرحی
اگر قرار باشد بهعنوان شاگردی کوچک یادنامهای برای استاد فقید دکتر داوود فیرحی بنویسم ترجیح میدهم آن نوشتار همانطور که شاید خود ایشان همیشه دغدغه داشتند به بحث ایران و آیندهی توسعه در ایران گره بخورد. به همین دلیل سعی میکنم این نوشته در عین رعایت اختصار در سه قسمت اصلی باشد: معرفی شخصیت دکتر داوود فیرحی، آنطور که یک دانشجو او را شناخت. سپس نقل خاطرهای از کلاس درس فقه سیاسی در محضر ایشان، که طی آن به طرح دیدگاه استاد دربارهی گره اصلی راه توسعهی ایران و راهحلی که میتواند این گره را بگشاید پرداخته میشود. و در قسمت آخر، تبعات فقدان شخصیتی همچون داوود فیرحی را بر تارک اندیشه سیاسی در ایران به بررسی میگذارم. چراکه شاید بتوان با دکتر داوود فیرحی به لحاظ اندیشهای متفاوت یا مخالف بود، اما هیچگاه نمیتوان اهمیت پژوهشها و پروژهی فکری ایشان را دستکم گرفت. به گمان من پس از مرحوم دکتر حمید عنایت، تنها کتابهای دکتر داوود فیرحی بود که مخاطبانی با هر دیدگاهی را، علاقهمند به حوزهی مطالعاتی اندیشهی سیاسی در اسلام و ایران میکرد.
