۲۵ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۷:۲۵
گروه اندیشه: دکتر سید مهدی زرقانی عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد در یادداشتی که در روزنامه اعتماد منتشر کرده، به ریشهیابی تاریخی و فرهنگشناختی غلبه «تخیل و عاطفه» بر «عقلانیت و واقعگرایی» در ایران میپردازد. نویسنده توضیح میدهد که چطور همآیی شعر، تصوف و جریانهای سیاسی معاصر (از حزب توده تا شریعتی) زبان و فرهنگ ایرانی را عاطفهمحور کرده است. هرچند تخیل در هنر کارساز است، اما تبدیل آن به استراتژی دائمی در حکمرانی و رسانه، جامعه را دچار اختلال شناختی و فاصله از واقعیت میکند؛ وضعیتی که اتخاذ استراتژی «تخیلبس» در برنامهریزی کلان را ضروری میسازد. این یادداشت را در ادامه می خوانید:
****
بسیاری از رفتارهای ما ریشه در قوه متخیلهمان دارد. فارابی آنگاه که قوای درونی آدمی را برمیشمارد، قوه متخیله را دارای قدرت آفرینش میداند؛ یعنی قوهای که میتواند با ترکیب دادههایی که از طریق حسهای مادی و باطنی دریافته، صورتهایی بیافریند که در عالم خارج از ذهن وجود ندارد. مثلا اسب شاخدار یا غول یا حیوانی که میتواند مثل آدمی حرف بزند و رفتارهای عاقلانه داشته باشد. این قوه فقط از آن شاعران و هنرمندان نیست، بلکه همه آدمیان کمابیش از آن برخوردارند. منتقدان ادبی دوره نئوکلاسیک قائل به دو نوع تخیلِ اولیه و ثانویه بودند.
