مرگ و اندیشیدن به آن در آثار بسیاری از نویسندگان وزنه سنگینی است. ناشناختهبودن این پدیده از سویی و گریزناپذیر بودنش از سویی دیگر تفکر درباره آن را تبدیل به دغدغهای مهم برای انسانها کرده است. فیلسوفان، اندیشمندان و نویسندگان بیشماری درباره این اتفاق سراسر پررمزوراز سخن گفتهاند و شاعران زیادی شعرهایی بسیار با مضمون مرگ سرودهاند. گاهی مرگ را تقبیح میکنیم و از آن بهعنوان حادثهای شوم نام میبریم و گاهی آن را لذتی شیرین مینامیم که قرار است به دردها و رنجهای دنیایی ما پایان بدهد و زمانی میکوشیم نادیدهاش بگیریم و بدون توجه از کنارش بگذریم.
کلاهی که زندگی بر سر ما گذاشته است
مرگ و اندیشیدن به آن در آثار بسیاری از نویسندگان وزنه سنگینی است. ناشناختهبودن این پدیده از سویی و گریزناپذیر بودنش از سویی دیگر تفکر درباره آن را تبدیل به دغدغهای مهم برای انسانها کرده است. فیلسوفان، اندیشمندان و نویسندگان بیشماری درباره این اتفاق سراسر پررمزوراز سخن گفتهاند و شاعران زیادی شعرهایی بسیار با مضمون مرگ سرودهاند. گاهی مرگ را تقبیح میکنیم و از آن بهعنوان حادثهای شوم نام میبریم و گاهی آن را لذتی شیرین مینامیم که قرار است به دردها و رنجهای دنیایی ما پایان بدهد و زمانی میکوشیم نادیدهاش بگیریم و بدون توجه از کنارش بگذریم.
