کدام زندگی، کدام سینما؟

وقتی از بازآفرینی زندگی در هنر وسینما سخن می‌گوییم، منظور سینمای راکد و ساکت و پلان‌های طولانی وآدم‌های لال یا کم‌حرف و سینمای بی‌رمق و کم‌رمق وریتمِ کُند نیست. کافی است بفهمیم زندگی در بطنِ خود پرجنب و جوش است وسرشار ازتحرک؛ با آدم‌ها و  تیپ‌های گونه گون. مگر بازار نمی‌تواند مصداق زندگی باشد؟ خب، کدام بازار رام و آرام و بازاریانش را لال و کم‌حرف و فرورفته درپیله‌ی تنهاییِ خود سراغ دارید؟ بازار یعنی ریتم، یعنی آمد وشد، یعنی تیپ‌ها وآدم‌های گونه گون، یعنی لهجه‌ها و زبان‌های متعدد، یعنی صدها صدای سنگ و شیشه و آهن وبوق کَرنا و هیاهو. یعنی دیالوگ‌های طولانی و گاه مونولوگ. یعنی حیوانات و جانداران بی‌شمار.

تاریخ انتشار:1405/02/29 – 12:58

کدام زندگی، کدام سینما؟

سینماسینما، حبیب باوی ساجد

وقتی از بازآفرینی زندگی در هنر وسینما سخن می‌گوییم، منظور سینمای راکد و ساکت و پلان‌های طولانی وآدم‌های لال یا کم‌حرف می‌تواند جهانِ فیلم که گاه تصویر عاجز از آن است، را بسازد یا تکمیل کند. چه بسیار فیلم‌هایی دیده‌ام که هم در تصویر عاجز از خلقِ جهان‌اند (برخلاف ادعای سازندگانش) و هم درصدا که می‌توانستند ضعفِ تصویر را ترمیم کنند، ناتوان‌تر. این‌ها ناشی از ضعفِ مفرط شان در درست فیلم دیدن است. آنان اساسأ فیلم را نمی‌بینند، چون بخشِ مهمِ یک فیلم آن جاست که به چشم نمی‌آید، و حال این که آنان حتی ناتوان‌اند از دیدنِ آن چه پیشِ چشم‌شان رُخ می‌دهد. چه برسد به بازآفرینی زندگی، که خودِ فیلم‌ها به ما می‌گویند سازندگان‌شان حقیقتأ نگاه به زندگی دارند یا عاجزند از نگریستن به پیرامون‌شان حتی.

 

 

منبع  : پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما

اشتراک‌گذاری