صحبت از پیش بینی نتیجه بازی ذوب آهن و سپاهان بود و برخی از مربیان عزیز با قاطعیت پیش بینی می کردند که سپاهان برنده حتمی بازی است. ظاهرا در هواداران سپاهان هم هیچ تردیدی نیست که بازی را خواهند برد، همچنین بعید است که کمتر هوادار واقع نگر ذوب آهن هم امیدی به بردن داشته باشد. مبنای این پیش بینی ها نیز واقعیت های فیزیکی دو تیم است. سپاهان مدیریت، مربیان، بازیکنان، امکانات، و سابقه کیفی تری دارد و در بازی های گذشته هم، چه دور و چه نزدیک، بیشتر برنده شده است؛ پس این پیش بینی بدون پشتوانه منطقی هم نیست.
اما علم و تجربه هر دو نشان داده اند که در هر لیگ نتیجه هر بازی بیش از آن که به شرایط فیزیکی دو تیم وابسته باشد، به دو عامل زیر وابسته است:
* به شرایط روانی که مربیان برای آماده سازی تیم خود اتخاذ می کنند.
* تبعیتی که بازیکنان از فلسفه روانشناختی مربیان می کنند.
این فرمول در سرنوشت بازی ذوب آهن و سپاهان هم قاعدتا باید نقش آفرین باشد.
بر اساس همین فرمول، تیم اگر پرسپولیس باشد و مربی هم بزرگی چون برانکو، آن وقت می شود که پرسپولیس به تیمی مثل قشقایی هم ببازد.
برای باخت سپاهان به ذوب آهن هم دو اتفاق بیفتد کافی است:
اول اینکه نویدکیا در حد هواداران تیم خود را از پیش برنده فرض کند و همین فکر را به همکاران و تیم خود انتقال دهد.
دوم اینکه تارتار هم در حد هواداران تیم خود را از پیش بازنده بداند و همین فکر را به همکاران و تیم خود انتقال دهد.
ولی بعید است که این دو مربی بزرگ فوتبال کشور این قدر ساده اندیش و خام باشند.
مصاحبه پیش از بازی محرم نشان خواهد داد که او تا چه اندازه به نقش روانشناختی خود در مورد ارزیابی از تیم حریف توجه دارد. با شناختی که از محرم وجود دارد، او در مصاحبه خود حتما به تیم ذوب آهن احترام گذاشته و از آنها با تعبیری مثل حریفی جدی و سخت کوش و یک تهدید برای سپاهان یاد خواهد کرد. این البته یک عرف دیپلماتیک ورزشی است که تمامی مربیانی که به بلوغ حرفه ای رسیده اند مراعات می کنند، حتی اگر چنین باوری نداشته باشند.
