به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، برای درک چرایی سکون نظامی فعلی، باید به عقب بازگشت؛ به بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴. در آن روز، محاسبات کلاسیک غربی بر پایه «ضربه اول» بنا شده بود. تصور بر این بود که با یک یورش هوایی برقآسا، توان دفاعی تهران فلج خواهد شد.اما جنگ ۱۲ روزه نشان داد که ایران نه تنها ظرفیت جذب ضربه اولیه را دارد، بلکه قادر است در کمتر از چند دقیقه، ابتکار عمل را به دست گرفته و در فاز دوم نبرد، میدان جنگ را به عمق استراتژیک دشمن و پایگاههای پشتیبان آن در سراسر منطقه گسترش دهد. واشنگتن دیگر دغدغه آغاز یک درگیری را ندارد؛ نگرانی اصلی، توانایی مدیریت پیامدهای آن است. موازنه وحشت کنونی نتیجه تغییر چشمگیر توازن قواست: برتری هوایی دیگر تعیینکننده نیست و قدرت موشکی و پهپادی ایران، هرگونه اقدام محدود و «عملیات جراحی» را به خطر وقوع یک «درگیری تمامعیار و بینتیجه» میکشاند.
هوشیاری در سنگر دیپلماسی
تفاوت ماهوی وضعیت کنونی با دوران پیش از دفاع مقدس دوم، در از بین رفتن عنصر غافلگیری است. در بهار امسال، ایران در فضای خوشبینی ناشی از میانجیگریها، با خنجر غافلگیری روبهرو شد. اما امروز، تیم مذاکرهکننده در مسقط در حالی پشت میز نشسته که سامانههای پدافندی و شهرهای موشکی در وضعیت «هوشیاری قرمز» قرار دارند. این آمادگی که در ادبیات نظامی به آن هوشیاری فعال گفته میشود، شانس موفقیت هرگونه ماجراجویی جدید را به صفر نزدیک کرده است. پنتاگون به خوبی میداند که حمله به حریفی که چشمان خود را نبسته و دستش روی دکمه شلیک هایپرسونیکهاست، فرجامی جز فرو رفتن در باتلاقی عمیقتر از عراق و افغانستان نخواهد داشت.
