ژاله چون شد؟ ژاله خون شد

یکی از وقایع غم‌انگیزی که در چند ماه منتهی به پیروزی انقلاب رخ داد، سرکوب و کشتار تظاهرات 17شهریور توسط ارتش شاهنشاهی در میدان ژاله بود. ۲۱روز پس از واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، دولت شریف‌امامی با اعلام ممنوعیت راهپیمایی، اعتراض مردم را برانگیخت؛ به‌طوری که آن‌ها توسط روحانی به نام یحیی نوری در روز ۱۷شهریور ۱۳۵۷ به خیابان‌ها آمدند و راهپیمایی گسترده‌ای را علیه دولت پهلوی برگزار کردند.

یکی از وقایع غم‌انگیزی که در چند ماه منتهی به پیروزی انقلاب رخ داد، سرکوب و کشتار تظاهرات 17شهریور توسط ارتش شاهنشاهی در میدان ژاله بود. ۲۱روز پس از واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، دولت شریف‌امامی با اعلام ممنوعیت راهپیمایی، اعتراض مردم را برانگیخت؛ به‌طوری که آن‌ها توسط روحانی به نام یحیی نوری در روز ۱۷شهریور ۱۳۵۷ به خیابان‌ها آمدند و راهپیمایی گسترده‌ای را علیه دولت پهلوی برگزار کردند.

با وجود اینکه از ساعت ۶ صبح روز جمعه توسط فرماندار تهران، ارتشبد غلامعلی اویسی حکومت نظامی اعلام شده بود، اما مردم به این موضوع اعتنایی نکردند و به میدان ژاله تهران رفتند.
دستگاه امنیتی رژیم پهلوی بدون حضور در بین مردم و از طریق هلیکوپترهای نظامی شرایط را تحت کنترل خود درآوردند و نظامیان شروع به کشتار مردم معترض کردند. پس از آن، درگیری‌های خیابانی گسترده‌ای در شهرهای مختلف کشور درگرفت.
 یرواند آبراهامیان، تاریخ‌نگار، در این زمینه می‌گوید: شب، مقامات نظامی تلفات آن روز را جمعا ۸۷ کشته و ۲۰۵ زخمی اعلام کردند اما مخالفان اعلام کردند که تعداد کشته‌شدگان به بیش از چهار هزار نفر می‌رسد و تنها در میدان ژاله ۵۰۰ نفر کشته شدند. امام خمینی (ره) نیز بعد از این رویداد تلخ، بیانیه‌ای صادر و با بازماندگان حادثه ابراز همدردی کردند. براساس اسناد سازمان اطلاعات و امنیت رژیم پهلوی (ساواک) اعتراض علیه حکومت در ۱۷شهریور تنها مختص میدان شهدا نبود، بلکه تا پایان این روز زدوخوردها در دیگر نقاط شهر وجود داشت و مردم راهنمایی و رانندگی و بعد اداره پست را  آتش زدند.
در واقع پس از حادثه تلخ ۱۷شهریور مردم یک هفته به اعتصاب دست زدند و تمامی بازارها و بیشتر اماکن کسب‌وکار تا ۲۵شهریور در اعتراض به این کشتار تعطیل کردند.
پس از پیروزی انقلاب، دادگاه‌های انقلاب در شهرهای مختلف ایران برپا شد که شش افسر ارتش به دلیل شرکت مستقیم در کشتار ۱۷ شهریور، در ۲۹ فروردین ۵۸ با حکم اعدام رو به رو شدند.
محمد عطریانفر در گفت‌وگویی با اصفهان زیبا در این باره گفته است: «17 شهریور در خط مقدم تیم تظاهرات در تهران بودم. احساس کلی تظاهرکنندگان این بود که سربازان شاه تیراندازی نخواهند کرد؛ ولی درکمال تعجب ناگهان با تیراندازی سربازان از فاصله 200متری به سمت جمعیت متراکم مواجه شدیم و تعدادی ازجوانانی که اطراف ما بودند، روی زمین افتادند و با سختی زیاد موفق شدیم افراد زخمی وشهید را به حاشیه وخیابان‌های فرعی ببریم و در کوچه‌های خیابان شکوفه فراری شدیم. تا عصر آن روز به مدت 8 تا 9 ساعت درکوچه‌پس‌کوچه‌ها سرگردان بودیم تا رهایی پیدا کردیم. خود من که در صحنه بودم حدود 50 تا 60 جنازه دیدم.»
یکی از خبرنگاران حاضر در میدان شهدا،  خبرنگار روزنامه فیگارو بود. او می‌گوید که در روز ۱۷ شهریور مردم شعار می‌دادند که ما شاه نمی‌خواهیم جمهوری اسلامی می‌خواهیم، مرگ بر شاه جانی. همچنین در این روز آیت‌الله نوری از مردم خواست روی زمین بنشینند مردم هم لبیک گفتند اما نظامی‌ها به مدت ۳۰ ثانیه شروع به تیراندازی به طرف مردم بی‌دفاع و بی‌سلاح کردند و این اقدام چه کار آسانی بود، ‌ چراکه جنگ نبود، ‌ بله یک کشتار دسته‌جمعی بود. خیابانی که تا دقایقی قبل از انبوه جمعیت سیاه می‌زد، اکنون پر بود از اجساد،  کفش‌های خونین، پلاکاردهای پاره و زخمی‌هایی که کشان‌کشان خود را به طرف زخمی دیگر می‌رساندند.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *