من در نظر دارم تا مطلبم را با تشریح یکی از نقش های فوق العاده چالش برانگیز رهبری، یعنی والدینی آغاز کنم. بله، یکی از بزرگ ترین چالش های موجود در عرصه ی نقش رهبری همین وظیفه ی والدینی است. مگر غیر از این است که اگر ما فرزندانمان را با دل و جان بزرگ نکنیم و مدام در راستای تقویت بنیاد خانواده ی خود نکوشیم، کشور از دست خواهد رفت و نه تنها فرزندانمان به فنا خواهند رفت کشوری متلاشی شده خواهیم داشت پس همین موضوع در عرصه ی رهبری نیز صدق می کند زیرا همه چیز از والدین آغاز می شود و به والدین مربوط می شود.
پدرم همیشه در زندگی اش قانون ساده ای داشت. او می گفت: پسرم، اگر در مدرسه به مشکلی برخورد کردی، وقتی به خانه امدی، مشکلت دو برابر خواهد شد. آیا این روش برای شما هم آشناست؟ یعنی اگر در مدرسه به مشکل بر می خوردید، در خانه هم مشکل داشتید و مشکلتان دو برابر می شد؟ بسیاری از والدین انتظار دارند که شخص دیگری به جز خودشان نقش رهبر را ایفا کند. این شخص می تواند معلم یا پدر روحانی، مدرسه یا جامعه باشد. آن ها همیشه امیدوارند که شخص دیگری، هر کسی که باش این نقش را در خصوص فرزندانشان بر عهده بگیرد. اما این که خودشان این نقش را بر عهده بگیرند یک چالش بزرگ برای والدین است و لذا آن ها تا جایی که بتوانند از این وظیفه سر باز می زنند.

