کلوئی ژائو، کارگردان چینی، در هنگام دریافت جایزه اسکارخود گفت: «همیشه هر جای دنیا که رفتهام، در آدمهایی که دیدهام، خوبی یافتهام». این احساس در سومین فیلم بلند ژائو وجود دارد، شعری با لحن ملایم و با پیچشهایی از جنس پیچشهای ژانر وسترن که رگههایِ غنیِ رأفتِ انسانی جاری در حاشیههای شهر را بیرون میکشد. همچنین فیلم با کتاب جسیکا برودرــ منبع اقتباس فیلمــ سرزمین خانهبهدوشها: بقا در آمریکا در قرن بیستو یک، هماهنگ است. کتابی که نویسنده در آن داستان واقعی «کوچنشینان جدید» را که بعد از نابودی پساندازهایشان «در دوران رکود بزرگ» به جاده زدند، بازگو کرده، کوچنشینانی که برای آنها هم «همچون هر شخص دیگری تنها حفظ بقا کافی نیست… ما به امید هم نیاز داریم و در جاده این امید وجود دارد».
بازی فرانسیس مکدورمند مثل همیشه در نقش فرن، یک بیگانه سرکشِ دیگر، قانع کننده است ــ مکدورند کاملاً در این نقش غرق شده و اسکار بهترین بازیگر زن را برای سومینبار به دست آورده است.
