
همه ما خاطراتی از گذشته خود داریم و بعضی از آن ها چنان در ذهنمان نقش بسته اند که فکر می کنیم هیچ گاه فراموششان نمی کنیم. اغلب این خاطرات شیرین هم مربوط به زمانی است که والدین یا مربیانمان با نگاه، کلام، هدیه یا حتی فقط با محبت، ما را تشویق کرده و با ما گفت و گو یا رفتار کرده اند. درواقع نوع زبانی که ما برای رفتارمان به کار می بریم، تعیین کننده میزان تاثیرگذاری آن برای ما خواهدبود: یعنی هنگامی که با عصبانیت و خشم با فرزندمان صحبت کنیم، هم او را می رنجانیم و هم تاثیر مخربی بر شخصیت وی خواهیم گذاشت.
یادمان باشد استفاده از «زبان خشونت» یکی از موانع برقراری ارتباط دوستان با نوجوان است. گرچه راه برقراری ارتباط دوستانه و صحیح با نوجوانان هم چندان آسان نیست؛ البته گاهی هم نوجوانان به گونه ای رفتار می کنند که والدین چاره ای جز ابراز خشونت ندارند. پس چه کار باید کرد؟
باور نوجوان
والدین گاهی نمی توانند نوجوان را باور کنند. بنابراین ترجیح می دهند مدام وی را تحت کنترل داشته باشند تا از او اشتباهی سر نزند؛ در صورتی که لازم است گاهی نوجوان در زندگی خود ریسک کردن را تجربه کند که البته این حرف، به معنای اجازه داشتن وی برای امتحان راه های اشتباه و خطرناک نیست. بلکه باید اجازه داد نوجوان هیجانات خود را به نوعی نشان دهد و ما هم نباید مانع بروز آن ها شویم. گاهی نوجوان فقط دوست دارد خودش را بیشتر نشان /strong>
فراموش نکنیم مورد مهم، کیفیت ارتباطی است که ما با نوجوان برقرار می کنیم، نه کمیت آن. ما می توانیم ساعت ها در کنار فرزندانمان باشیم و با گفت و گو به نتیجه درستی برسیم. وقتی هم نتوانیم زبان مناسبی را برای گفت و گو انتخاب کنیم، مدام به فرزندمان می گوییم: «درس هات رو خوندی؟ نمی خوای بری سر درس هات؟ پس کی کارات تموم می شن؟!»
در صورتی که لازم است قبل از هر پرسشی درخصوص مدرسه و درس، احوال خودش را بپرسیم و نشان بدهیم که چقدر برای ما مهم است.
ولی والدین تا فرزندشان وارد خانه می شود، او را یک دانش آموز می بینند و نقش ناظم را برایش ایفا می کنند؛ مثلا گاهی نوجوان می خواهد برنامه مورد علاقه اش را ببیند؛ ولی پدر و مادر آن قدر او را سرزنش می کنند که چرا به جای درس خواندن، تلویزیون تماشا می کند که باعث می شوند فرزندشان نه از دیدن فیلم لذت ببرد و نه از درس خواندن. درواقع گاهی ما با رفتار اشتباه خود فقط مانع «لذت بردن» فرزندمان از کاری که می کند می شویم و بدین ترتیب عزت نفس او را هم نابود می کنیم.
