چهارشنبه‌های دوست‌داشتنی!

در دل یک روستای کوچک اما زیبا و چشم‌نواز، دختربچه‌ای به نام زهرا زندگی می‌کرد. او عاشق درس‌خواندن و آموختن بود و همیشه با اشتیاق به مدرسه فکر می‌کرد. متأسفانه، در آن زمان پیش‌دبستانی وجود نداشت و مدرسه‌ هم از خانه آن‌ها فاصله زیادی داشت.

در دل یک روستای کوچک اما زیبا و چشم‌نواز، دختربچه‌ای به نام زهرا زندگی می‌کرد. او عاشق درس‌خواندن و آموختن بود و همیشه با اشتیاق به مدرسه فکر می‌کرد. متأسفانه، در آن زمان پیش‌دبستانی وجود نداشت و مدرسه‌ هم از خانه آن‌ها فاصله زیادی داشت.

چهارشنبه‌های دوست‌داشتنی!

به گزارش اصفهان زیبا؛ در دل یک روستای کوچک اما زیبا و چشم‌نواز، دختربچه‌ای به نام زهرا زندگی می‌کرد. او عاشق درس‌خواندن و آموختن بود و همیشه با اشتیاق به مدرسه فکر می‌کرد. متأسفانه، در آن زمان پیش‌دبستانی وجود نداشت و مدرسه‌ هم از خانه آن‌ها فاصله زیادی داشت. زهرا هر روز در حیاط مدرسه و از پشت حصارهای آن، محصل‌ها را زیر نظر می‌گرفت و با آرزوی عمیق، آه و حسرت محصل‌بودن و آینده‌داشتن می‌کشید.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *