کتابها پادزهری در برابر تنهایی وجودی ما هستند، آنها ما را با دیگری روبهرو میکنند و در همان حال به خودمان برمیگردانند. اما هیچ دانشی جایگزین تجربه مستقیم زندگی نمیشود. ماریا پاپووا در این متن با تکیه بر شعر کوتاه هرمان هسه و اشاره به تأملی از جیمز بالدوین و مارسل پروست، از نسبتی میگوید که میان خواندن، خودشناسی و تجربه مستقیم زندگی برقرار است.
کتابها پادزهری در برابر تنهایی وجودی ما هستند، آنها ما را با دیگری روبهرو میکنند و در همان حال به خودمان برمیگردانند. اما هیچ دانشی جایگزین تجربه مستقیم زندگی نمیشود. ماریا پاپووا در این متن با تکیه بر شعر کوتاه هرمان هسه و اشاره به تأملی از جیمز بالدوین و مارسل پروست، از نسبتی میگوید که میان خواندن، خودشناسی و تجربه مستقیم زندگی برقرار است.
سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: کتابها جهان دیگری را به ما نشان میدهند و همزمان ما را به خودمان بازمیگردانند. ما میخوانیم تا زیستن را بیاموزیم، رنجها را تاب بیاوریم و ارزشهایمان را شفاف کنیم؛ اما پارادوکس بزرگ این است که هیچ دانشی جایگزین خودِ تجربه زندگی نمیشود.
وقتی کتاب میخوانیم، دقیقاً چه اتفاقی در درک ما از خویشتن میافتد؟ آیا کلمات روی کاغذ میتوانند جایگزین تجربه مستقیم زندگی شوند؟ هرمان هسه و جیمز بالدوین، دو چهره برجسته ادبیات قرن بیستم، هر یک به شکلی متفاوت به این پرسش پاسخ دادهاند.