عباس اشرف پور
۲۰ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۱ 
هر بار که رابینسون لئونی نخستین شب خود را در مکانی تازه میگذراند، تقریباً همان الگوی همیشگی تکرار میشود: به خواب رفتنش زمان بیشتری میبرد، دفعات بیدار شدنش در طول شب افزایش پیدا میکند و در نهایت مدت استراحتش نیز کاهش مییابد.
او در خانه بهطور میانگین هفت ساعت میخوابد، اما وقتی شب را در جای دیگری سپری میکند، فارغ از اینکه از گوشگیر استفاده کند یا کیفیت تشک چقدر باشد، ساعت هوشمندش معمولاً حدود پنج ساعت خواب ثبت میکند.
احساس میکنم کاملاً عادی هستم، میدانید، هیچ استرسی ندارم، اما متوجه میشوم که مدام از خواب بیدار میشوم.
تصور میشود این وضعیت نوعی واکنش سازشی باشد که باعث میشود مغز در هنگام خواب، در محیطی ناآشنا همچنان سطحی از هوشیاری خود را حفظ کند.
میتوان گفت مانند دلفینها، بخشی از مغز هنگام خواب بیدار باقی میماند. البته دقیقاً مشابه دلفینها نیست، اما مطالعات نشان میدهند که بخشی از مغز نسبت به حالت عادی کمتر وارد خواب میشود.
شاید این دوره سنی بهترین نقطه باشد.
فرقی نمیکند در یک هتل ماریوت باشید یا در دشت ساوانا؛ مغز شما هنوز متوجه نشده است که این مکان کاملاً امن است.
گاهی این فکرها خودبهخود به سراغم میآیند. با همکارتان صحبت میکنید و میگویید به اتاق برمیگردم، اما به هر حال قرار نیست بخوابم.
اگر فردا برایتان اهمیت دارد، یک شب زودتر به آنجا بروید تا وقتی زمان مهم فرا میرسد، مثل همیشه و به شکل معمول خودتان بخوابید.
