
طلسم سه هزار ساله؛
چرا سینما هنوز در تسخیر اودیسه هومر است؟
اقتباس از متون کهن همواره وسوسهای بزرگ برای کارگردانان بوده، اما شاهکاری چون اودیسه هومر فراتر از یک داستان ساده است. این حماسه باستانی با ساختار روایی چندلایه و زبان نمادین خود، این پرسش اساسی را پیش میکشد که چگونه میتوان بدون قربانی کردن جادو و اصالت ادبی یک اثر، آن را به زبان سینما ترجمه کرد.
سرویس بینالملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: در کتاب سیزدهم اودیسه (Odyssey)، این عجیبترین و در عین حال آشناترین حماسه جهان، قهرمان داستان سرانجام پس از بیست سال آوارگی به خانه بازمیگردد. ده سال جنگ تروآ و ده سال سرگردانی در دریاهای ناشناخته، اودیسه رنجور را به ساحل ایتاکا میرساند. فایاکیان میهماننواز او را که در خوابی عمیق شبیه به مرگ فرو رفته است، آرام بر شنهای ساحل میگذارند، هدیههای ارزشمندش را در سایه درخت زیتون پنهان میکنند و میروند. یک جنگجوی خسته، پیش از هر چیز به خواب نیاز دارد.
حماسه هومر برخلاف اثر پیشین او یعنی ایلیاد (Iliad) که داستان بیرحمانه جنگ و خشم آشیل بود، با وجود لحظات خشن، حول محور نیازهای روزمره و لذتها و رنجهای فیزیکی میچرخد؛ اودیسه در میان خطرات به دنبال یک تخت گرم، حمام آب گرم و یک وعده غذای مناسب است. با این حال، خانه او در ایتاکا غرق در آشوب است. خواستگاران گستاخ و مفتخور قصرش را اشغال کرده و پنلوپه، همسر وفادارش را تحت فشار گذاشتهاند. اودیسه باید برگردد و این خانه به هم ریخته را پاکسازی کند.
