چرا سلاطین ترک زبان به فارسی شعر می سرودند؟/ از فردوسی تا شفیعی ‌کدکنی با نگاهی تازه / تاریخ تفکر ایرانی دستگاه فلسفی ندارد

 گروه اندیشه: پیام حیدرقزوینی در مقدمه گفت و گویی که با دکتر بقایی ماکان در روزنامه شرق انجام داده می نویسد:««از فردوسی تا شفیعی ‌کدکنی» با عنوان فرعی «نگاهی دیگر به عرصه شاعری» عنوان تازه‌ترین کتاب محمد بقایی ‌ماکان است که همان‌طور که از عنوانش هم برمی‌آید، جستارها و مقالاتی درباره شعر فارسی از دوران کلاسیک تا معاصر است. در این کتاب به چهره‌های شاخص شعر فارسی، از منظری که پیش از این کمتر مورد توجه بوده، پرداخته شده است. جستارها و مقالات این کتاب نه براساس یک تصمیم قبلی بلکه هریک بنا به مناسبتی نوشته شده‌اند و ازاین‌رو هریک از فصل‌های کتاب را می‌توان مجزا و مستقل از سایر بخش‌ها خواند اگرچه ویژگی‌های مشترکی این مقالات را به هم مرتبط کرده‌اند. به مناسبت انتشار کتاب «از فردوسی تا شفیعی ‌کدکنی» با محمد بقایی ‌ماکان درباره برخی ویژگی‌های زبان و شعر فارسی گفت‌وگو کرده‌ایم. در حاشیه گفت‌وگو به این موضوع هم پرداخته‌ایم که چرا در آثار مکتوب ما به نثر توجه کمتری شده و آیا این مسئله ارتباطی با گسترش‌نیافتن تفکر فلسفی در ایران داشته است یا نه. بقایی ماکان با تأکید بر اینکه تنها عامل عدم گسترش آثار منثور را باید در خود زبان فارسی جست‌وجو کرد، می‌گوید: «در تاریخ تفکر ایرانی اگر از گاثاهای زرتشت که سهروردی هم تحت‌تأثیر آن است، بگذریم، چیزی به نام دستگاه فلسفی برآمده از ایران نداشته‌ایم... آنچه در ایران به نام فلسفه اسلامی معروف افتاده درواقع کلام است که با فلسفه تفاوت دارد. کلام مباحثی فراطبیعی است که در آن موضوعاتی مانند جبر و اختیار و روح و جسم با اصطلاحاتی دیریاب و دشوار و درهم‌تنیده مطرح می‌شود که از همان نخستین سده‌های اسلامی میان معتزله و اشاعره و دیگر فرقه‌های اسلامی رواج داشت که همچنان ادامه دارد. بنابراین آنچه را که فلسفه می‌نامیم و آزاداندیشی جزء جدانشدنی آن است، حرکت چشمگیری در جامعه ایرانی نداشته است. ذهن جمعی جامعه ایرانی آن‌قدر که به شعر گرایش دارد عنایتی به فلسفیدن ندارد و فلسفه‌بافی در اصطلاح عامه مرادف حرف بی‌معنا است. بنابراین وقتی چیزی به نام فلسفه خواستار چشمگیر ندارد، تأثیرش نه‌تنها در زمینه آثار منثور به‌خصوص ادبیات داستانی، بلکه در دیگر موارد نیز محسوس است». این گفت و گو را در ادامه می خوانید: 

۱۸ مرداد ۱۴۰۵ – ۱۷:۱۲

چرا سلاطین ترک زبان به فارسی شعر می سرودند؟/ از فردوسی تا شفیعی ‌کدکنی با نگاهی تازه / تاریخ تفکر ایرانی دستگاه فلسفی ندارد

 گروه اندیشه: پیام حیدرقزوینی در مقدمه گفت و گویی که با دکتر بقایی ماکان در روزنامه شرق انجام داده می نویسد:««از فردوسی تا شفیعی ‌کدکنی» با عنوان فرعی «نگاهی دیگر به عرصه شاعری» عنوان تازه‌ترین کتاب محمد بقایی ‌ماکان است که همان‌طور که از عنوانش هم برمی‌آید، جستارها و مقالاتی درباره شعر فارسی از دوران کلاسیک تا معاصر است. در این کتاب به چهره‌های شاخص شعر فارسی، از منظری که پیش از این کمتر مورد توجه بوده، پرداخته شده است. جستارها و مقالات این کتاب نه براساس یک تصمیم قبلی بلکه هریک بنا به مناسبتی نوشته شده‌اند و ازاین‌رو هریک از فصل‌های کتاب را می‌توان مجزا و مستقل از سایر بخش‌ها خواند اگرچه ویژگی‌های مشترکی این مقالات را به هم مرتبط کرده‌اند. به مناسبت انتشار کتاب «از فردوسی تا شفیعی ‌کدکنی» با محمد بقایی ‌ماکان درباره برخی ویژگی‌های زبان و شعر فارسی گفت‌وگو کرده‌ایم. در حاشیه گفت‌وگو به این موضوع هم پرداخته‌ایم که چرا در آثار مکتوب ما به نثر توجه کمتری شده و آیا این مسئله ارتباطی با گسترش‌نیافتن تفکر فلسفی در ایران داشته است یا نه. بقایی ماکان با تأکید بر اینکه تنها عامل عدم گسترش آثار منثور را باید در خود زبان فارسی جست‌وجو کرد، می‌گوید: «در تاریخ تفکر ایرانی اگر از گاثاهای زرتشت که سهروردی هم تحت‌تأثیر آن است، بگذریم، چیزی به نام دستگاه فلسفی برآمده از ایران نداشته‌ایم… آنچه در ایران به نام فلسفه اسلامی معروف افتاده درواقع کلام است که با فلسفه تفاوت دارد. کلام مباحثی فراطبیعی است که در آن موضوعاتی مانند جبر و اختیار و روح و جسم با اصطلاحاتی دیریاب و دشوار و درهم‌تنیده مطرح می‌شود که از همان نخستین سده‌های اسلامی میان معتزله و اشاعره و دیگر فرقه‌های اسلامی رواج داشت که همچنان ادامه دارد. بنابراین آنچه را که فلسفه می‌نامیم و آزاداندیشی جزء جدانشدنی آن است، حرکت چشمگیری در جامعه ایرانی نداشته است. ذهن جمعی جامعه ایرانی آن‌قدر که به شعر گرایش دارد عنایتی به فلسفیدن ندارد و فلسفه‌بافی در اصطلاح عامه مرادف حرف بی‌معنا است. بنابراین وقتی چیزی به نام فلسفه خواستار چشمگیر ندارد، تأثیرش نه‌تنها در زمینه آثار منثور به‌خصوص ادبیات داستانی، بلکه در دیگر موارد نیز محسوس است». این گفت و گو را در ادامه می خوانید: 

****

عنوان فرعی کتاب «از فردوسی تا شفیعی کدکنی»، نگاهی دیگر به عرصه شاعری است. منظور از نگاهی دیگر در این کتاب چیست؟ آیا در جستارهای این کتاب قصد داشته‌اید از وجوهی متفاوت و تازه به بررسی شعر شاعران فارسی‌زبان بپردازید و آیا می‌توان گفت این ویژگی مشترک تمام این جستارها است؟

منبع  : خبر آنلاین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *