نسبت فکری آیتالله طالقانی با امام خمینی را نمیتوان صرفاً با کلماتی، چون دوستی یا همفکری توصیف کرد؛ این یک اتحاد قدسی بود. هم رِسی این دو، در هم افزایی خرد و اراده، تفسیر و تکلیف و عرفان و انقلاب نمود یافت. آنان نشان دادند، وقتی علم با ایمان و بصیرت با شجاعت گره بخورد، هیچ قدرتی نمیتواند جلوی اراده ملت را بگیرد. خمینی کوه استوار رهبری بود و طالقانی، خرد جاری در کالبد انقلاب اسلامی
جوان آنلاین: در روزهایی که بر ما گذشت، فقدان زنده یاد آیتالله سید محمود طالقانی ۴۷ ساله شد. این موسم، فرصتی مغتنم است که به یکی از سرفصلهای مهم پژوهش در باره وی پرداخته شود؛ نسبت نظری و عملی او با امام خمینی، رهبرکبیر انقلاب اسلامی. مقال پیآمده در صدد است تا با نظر به پارهای شواهد آشکار، واقعیت موضوع را بنمایاند. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب اسلامی را مفید و مقبول آید.
در جستوجوی ریشههای یک بیداری
برای درک نسبت فکری زندهیاد آیتالله سید محمود طالقانی با امام خمینی، رهبرکبیر انقلاب اسلامی، تنها نباید به سالیان منتهی به انقلاب اسلامی نظر کرد که باید به فضای فکری دهههای ۲۰ و ۳۰ شمسی بازگشت؛ زمانی که ایران درگیر تقابل میان سنت با مدرنیته و نیز استقلال با استعمار بود. از آن دوران، دو چهره برجسته و هر یک از زاویه نگرهای متفاوت، اما با هدفی واحد، به دنبال احیای نقش دین در جامعه بودند. یکی آیتالله طالقانی با رویکردی که ترکیبی از تفسیر اجتماعی قرآن، عرفان و فلسفه بود و دیگری امامخمینی با نگاهی فقهی، راهبردی و انقلابی که آمدن لحظه موعود را انتظار میکشیدند. تلاقی این دو اندیشه، در واقع ملاقات «خِرد تفسیری» و «اراده انقلابی» بود که زمینهساز بیداری اجتماعی در ایران شد.
طوفانی در دل سکوت
