
احساسات و عواطف بخش مهمی از زندگی روزمره ما انسان هاست. چه به یک لطیفه بانمک بخندید و چه از شلوغی خیابان و ترافیک کلافه باشید، باید گفت که افت و خیز حالت روحی روی سلامت عمومی بدنتان تاثیرگذار است.
در واقع بیشتر مردم راحت تر هستند که جملات خود را به جای گفتن من احساس می کنم با من فکر می کنم… شروع کنند. بیشتر ما درباره احساسات، به اندازه کافی آموزش نمی بینیم و معمولا از رفتار دیگر افراد جامعه الگوبرداری کرده و آن نوع رفتارها را بروز می دهیم.
برخی از سوءتعبیرها و باورهای غلط درباره احساسات اشاره شده است:
چرا من خوشحالم؟!
شنیدن این جملات که: «می دانم نباید درخصوص این موضوع کم اهمیت این قدر ناراحت باشم.» یا «باید بیش از این خوشحال می شدم.» و این دست جملات بین مردم بسیار رایج است. اما باید گفت هیچ قانونی در دنیا وجود ندارد که شما را ملزم کند واکنش احساسی خاصی بروز دهید و این که کدام واکنش عاطفی تان صحیح است و کدام غلط. به جای هدر دادن انرژی تان در کنترل احساسات، قبول کنید که در هر موقعیتی احتمال بروز احساس خاصی وجود دارد و شما هرگز نباید بابت انتخاب تان نگران باشید.
از خشم خود، برای کسی نگو
یک باور بسیار غلط این است که وقتی از موضوعی ناراحت هستید با دیگری در میان بگذارید و این کار به دلیل این که جلوی سرکوب احساسات شما را می گیرد و عو از شفاف بودن می ترسند. از اینکه دیگران حتی همسرشان از از احساسات اصیل و واقعی آنها باخبر شوند واهمه دارند و نگران قضاوت طرف مقابل می شوند.
گاهی درک نمی شوید
گاهی اوقات ممکن است شما تمام اصول بالا را رعایت کرده باشید اما باز هم همسرتان نتواند شما را خوب درک کند و واکنش هایی نشان دهد که اصلا باب میل شما نباشد. چنین اتفاقی کاملا طبیعی است؛ چرا که شما در مقابل فردی قرار گرفته اید که با دنیای شما فاصله زیادی دارد و شاید در اوایل ازدواج، شناخت احساسات تان و نزدیک شدن به دنیای درونی شما برایش دشوار باشد.
صبور باشید
رابطه زناشویی از آن چیزهایی است که گذر زمان می تواند آن را شیرین تر و دل انگیزتر کند. این اتفاق به این دلیل رخ می دهد که زن و شوهر در طول زمان شناخت بیشتری نسبت به هم پیدا کرده و صمیمیت بین آنها بیشتر می شود. بنابراین از در میان گذاشتن احساسات خود با همسرتان خسته و ناامید نشوید. عمیق تر شدن این صمیمیت و ایجاد همدلی نیاز به گذر زمان، صبر و ممارست دارد.
