
رامرز و همسرش طیبه در خانه منوچهر باجناقش زندگی می کنند ضمن اینکه وانت منوچهر هم به اصرار همسرش آذر دست فرامرز است که با آن کار کند. منوچهر که از این اوضاع خسته شده به دنبال راهی است تا فرامرز را از خانه اش بلند کند و وانت را هم از او بگیرد که اتفاقات بر خلاف انتظار او پیش می رود.
