پاتوق 1387
داستان فیلم "پاتوق" در دهه اول محرم میگذرد. جوانی به نام مجید در حالیکه یک ساک در دست دارد وارد صحن امامزاده شده و از متولی امامزاده امان میخواهد. لحظاتی بعد مأموران پلیس وارد صحن میشود و ...
داستان فیلم "پاتوق" در دهه اول محرم میگذرد. جوانی به نام مجید در حالیکه یک ساک در دست دارد وارد صحن امامزاده شده و از متولی امامزاده امان میخواهد. لحظاتی بعد مأموران پلیس وارد صحن میشود و ...
رامرز و همسرش طیبه در خانه منوچهر باجناقش زندگی می کنند ضمن اینکه وانت منوچهر هم به اصرار همسرش آذر دست فرامرز است که با آن کار کند. منوچهر که از این اوضاع خسته شده به دنبال راهی است تا فرامرز را از خانه اش بلند کند و وانت را هم از او بگیرد که اتفاقات بر خلاف انتظار او پیش می رود.
داستان این فیلم در مورد آماده شدن خانواده اي براي اجراي مراسم تحويل سال نو است. همه اعضا خانواده تلاش مي کنند همه چيز مرتب و منظم سر جاي خود قرار بگيرد، اما ناگهان مسئله اي غيرمنتظره باعث برهم خوردن اوضاع مي شود.
خبرنگاری به نام هما یگانه شاهد سرقت از یک فرشفروشی بوده که از سردسته دزدها عکس گرفته و ….
جوانی به خاطر مشکلات زندگی درس و دانشگاه را رها میکند و با یک پیکان قدیمی در یک آژانس مشغول به کار میشود تا خرج و مخارجدانشگاه خواهرش، مخارج برادر عقب افتادهاش و بقیه اعضاء خانواده خود را تامین کند. در همین زمان ماشین او را میدزدند و او برای پیدا کردن دزد به هردری میزند. یکی از دوستانش آدرس فالگیر معروفی را به او میدهد که همه به کار او اعتقاد دارند. جوان به سراغ فالگیر میرود و از این پس ماجراهای فیلمآغاز میشود..
این فیلم درباره پیدا شدن پیکر مفقودالاثران جنگ تحمیلی بعد از 18 سال در ارتفاعات پربرف کردستان است که خانواده های آنها برای شناسایی به کردستان می روند.
این فیلم روایتگر زندگی مردی است که پس از بازگشت به خانه، متوجه نبود همسرش شده و با چالش هایی مواجه می شود…
امیر، فارغالتحصیل رشته مهندسی است و چون کار پیدا نکرده است روی تاکسی کار میکند. همسر امیر معلم دبستان دخترانه است. آنها پس از سالها زندگی هنوز بچهدار نشدهاند وزندگیشان دچار روزمرگی شده است. امیر، سرویس بچههای دبستان است او در مواقع دیگر مسافران مختلفی را سوار تاکسیاش میکند که هر یک داستان متفاوتی دارند. یکنواختی زندگی این زوج باخبر باردار شدن همسر امیر پایان مییابد...