ثبت لحظههای گذشته در قالب عکس و تلفیقی از یادبودها، یادمانها و آدمهایی که روزگاری بودند و حس شدند، سنتی ریشهدار است و کمتر خانوادهای را پیدا میکنیم که به آن نپرداخته باشد. عکسهای سیاه و سفید و رنگی در آلبومهای خانوادگی ما گویای گذشتهای است که در روزگار عکاسی آنالوگ به ثبت رسیدهاند و در این میان، من برای این خاطرهسازیها مدیون پدری هستم که با دوربین خود برای فرزندانش خاطرههای دلانگیزی را به ثبت رساند… شاید او نیز خاطرهبازیهایش را مدیون افرادی باشد که نوجوانی و جوانیاش را به لنز دوربین سپردند… عکاسانی که روزگاری در اصفهان نقشهایی از خاطره زدند.
میان عکسهای بیشمار از خاطرههای نوجوانی پدر، دو عکس برای او معنای خاصی دارد، عکسی از او در میان همکلاسیها و معلمانش و عکس دوم با لباس معلمی در کنار شاگردانش! بهانه گفتوگوی این شماره در روزنامه، عکس اول است، عکسی سیاه و سفید مربوط به زمانی که پدر را درکنار همکلاسیهایش در کلاس ششم دبستان ابومسعود و درکنار معلمان مدرسه نشان میدهد، عکسی که به سال ۱۳۳۶ تعلق دارد و بنابه گفته پدر، عکاس این عکس خاطرهانگیز، آقای اکبر کیساری صاحب «عکاسی شایان» در خیابان طالقانی اصفهان است.همین موضوع بهانهای میشود برای دیدار از یکی از عکاسیهای قدیمی شهر اصفهان که هنوز هم در همان مکان سابق خود فعال است. اگرچه هرچه چشم بچرخانیم «حاج اکبر کیساریان» را در این عکاسخانه نخواهیم دید، اما فرزندانش راه او را ادامه دادهاند. آنچه میخوانید گفتوگوی من با «داریوش کیساریان» فرزند «حاج اکبر کیساریان» مؤسس عکاسی شایان است.
