به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، تاریخ سیاسی جهان شاهد است که قدرتهای در حال زوال، در آستانه سقوط قطعی، به سمت ماجراجوییهای جبرانی متمایل میشوند. قلدریهای اخیر در حوزه کارائیب و تهدیدات کلامی علیه تهران، بازسازی همان خطای محاسباتی لندن در دهه۵۰ میلادی است. زمانی که بریتانیا با چنگ انداختن به مستعمرات سابق، سعی در کتمان زوال خود داشت، تنها فرآیند اخراج خود از باشگاه قدرتهای طراز اول را تسریع کرد. واشنگتن نیز با درک این واقعیت که در رقابت فناورانه و صنعتی از قطبهای شرقی عقب مانده، به سمت نمایش وحشیگری علیه بازیگران منطقهای روی آورده است تا شاید بتواند پرستیژ ترکخورده خود را در نگاه رقبای همتراز (چین و روسیه) بازسازی کند؛ غافل از آنکه این قمار بر سر اعتبار، به قیمت تخلیه نهایی مخازن استراتژیک آمریکا تمام خواهد شد.
از فساد سیستمی تا زوال صنعتی
بحران واقعی آمریکا نه در تعداد ناوها، بلکه در ناتوانی مبدلهای قدرت نهفته است. واشنگتن دیگر فاقد زیرساخت صنعتی منعطفی است که بتواند ثروت ملی را به امنیت پایدار و پلتفرمهای رزمی پیشرو تبدیل کند. فرسایش پایگاههای تولیدی و غلبه نگاه پیمانکاری فاسد در دولت ترامپ، فرآیند نوسازی نظامی را به یک تراژدی بوروکراتیک تبدیل کرده است. انتصاب وفاداران فاقد تخصص در حساسترین گرههای امنیتی، منجر به کوری استراتژیک شده که در آن، تصمیمات نه بر پایه واقعیتهای میدانی، بلکه بر اساس توهم اقتدار اتخاذ میشوند. نظرسنجیهای اخیر در داخل خاک آمریکا نیز تایید میکند که این حس بیآیندگی به لایههای اجتماعی نفوذ کرده و اکثریت جامعه، دیگر به روایت ابرقدرتی واشنگتن باور ندارند.
