«روغن مار» را میشود چنین خلاصه کرد: فیلمساز، موبایلش را به دست گرفته و رفته وسط یک دعوای خانوادگی. یک ساعت از روابط آنها را ضبط کرده، بدون اینکه برداشت خاصی از آن داشته باشد.
سوره سینما – حسین ساعی منش: حقیقت این است که از اول هم نمیشد حس خوبی نسبت به این تجربه جدید داشت. فیلم ساختن با موبایل؟ آدم را یاد ذوقزدگیهای زمانی میاندازد که گوشیهای دوربیندار تازه آمده بود. همان زمانی که پدران مهربان از خانوادهشان فیلم میگرفتند و به دیگران نشان میدادند. این البته چندان مهم نیست. آنچه بیشتر به این حس ناخوشایند دامن میزند این است که چنین فیلمی پتانسیل این را دارد که به بهانه این تجربه جدید، بسیاری از قواعد فیلمسازی را نادیده بگیرد و به همین «تجربی» بودنش اکتفا کند. ضمن اینکه با یک دوربین لرزان هم مواجه خواهیم بود (که در مواقع مورد نیاز هم، باز کمی آزاردهنده است) که اینجا لابد ذاتی این تجربه است و چارهای برایش نیست.
اما خب، اینها همه حدس است و نمیشود بر اساس آنها درباره فیلم تصمیم گرفت. آن هم در حالی است که کارگردان فیلم، آدم اسمورسمداری است و در فیلم قبلیاش هم نشان داده که میتواند از دل ایدههای عجیب و غریب فرمی و صحنههای شلوغ و بلبشوهای خانوادگی، اثر نسبتا قابل توجهی بیرون بکشد. این هم بالاخره یک دلیل محکم است که حداقل جلوی بروز آن حس ناخوشایند را بگیرد. ضمن اینکه در حالت کلی هم تنها راه ارزیابی یک اثر سینمایی، مواجهه با خود آن است و اینها بیشتر حکم حواشی نه چندان مهم آن را دارد.
