به گزارش تابناک؛یکی از بزرگترین سوءتفاهمها درباره جنگ این است که همهچیز به تعداد موشک و هواپیما برمیگردد. این نگاه، بیشتر شبیه بازیهای کامپیوتری است تا واقعیت. در دنیای واقعی، جغرافیا گاهی از هر سلاحی خطرناکتر است.
اگر نقشه را باز کنی و کمی دقیق نگاه کنی، متوجه میشوی که ایران در موقعیتی قرار دارد که بهصورت طبیعی روی یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان اشراف دارد: تنگه هرمز. این تنگه، فقط یک مسیر آبی ساده نیست؛ یک شریان حیاتی است که بخش بزرگی از نفت جهان از آن عبور میکند.
حالا تصور کن در شرایط جنگی، این مسیر دچار اختلال شود. حتی نه بهصورت کامل، فقط اختلال. نتیجه چه میشود؟ بازارهای جهانی بههم میریزند، قیمت انرژی بالا میرود، و فشار اقتصادی روی کشورهایی که به این منابع وابستهاند افزایش پیدا میکند.

اینجاست که مفهوم «هزینه» شکل واقعی خودش را نشان میدهد. چون طرف مقابل فقط با یک جبهه نظامی مواجه نیست، بلکه با یک بحران چندلایه روبهرو میشود که مدیریت آن بسیار پیچیدهتر است.
در چنین شرایطی، حتی کشورهایی که مس.5″> مسئله این نیست که آیا باید از جغرافیا بهعنوان سلاح استفاده کرد یا نه. مسئله این است که چگونه و در چه سطحی از آن استفاده شود.
اگر این استفاده هوشمندانه باشد، میتواند بدون نیاز به درگیری گسترده، هزینههای قابل توجهی به طرف مقابل تحمیل کند.
اما اگر بدون برنامه و صرفاً واکنشی باشد، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد؛ و شاید مهمترین نکته این باشد که در دنیای امروز، کشوری که بتواند جغرافیای خود را به یک ابزار فعال تبدیل کند، نهتنها در میدان جنگ، بلکه در میز مذاکره هم دست بالاتر را خواهد داشت.
اما اگر بدون برنامه و صرفاً واکنشی باشد، ممکن است نتیجهای معکوس داشته باشد؛ و شاید مهمترین نکته این باشد که در دنیای امروز، کشوری که بتواند جغرافیای خود را به یک ابزار فعال تبدیل کند، نهتنها در میدان جنگ، بلکه در میز مذاکره هم دست بالاتر را خواهد داشت.
چون در نهایت، همهچیز به یک سوال ساده برمیگردد:
این جنگ برای چه کسی گرانتر تمام میشود؟
این جنگ برای چه کسی گرانتر تمام میشود؟
