پس از بیانات جنجالی آقای منتظری در سال ۱۳۷۶، آیتالله شفیعی تمام قامت به حمایت از رهبر معظم انقلاب پرداخت و در درس خارج فقه خود گفت: «اینکه هر کسی به خودش اجازه بدهد؛ تحت هر بهانهای در بحث ولایت و رهبری شبهه کند، ابداً قابل قبول نیست و همگان باید بدانند که نباید با ساده لوحی و کجاندیشی یا خدای ناخواسته دنیاخواهی و حب جاه، در مسیر ولایت مانع ایجاد کنند…»
جوان آنلاین: رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام تسلیت به مناسبت ارتحال فقیه مجاهد و آگاه آیتالله سیدعلی شفیعی، به دو ویژگی «وارستگی» و «پرهیزکاری» ایشان اشاره کردند؛ دو صفتی که بارها و بارها در سیره عملی ایشان مشاهده شده بود. دهها سال سکونت ایشان در منزلی در مرکز شهر اهواز و در میان جامعه، آغوش گشوده ایشان در مواجهه با اقشار گوناگون مردم، دوری از تجملات و ساده زیستی، اجتناب از تشریفات و دسترسی آسان مردم به ایشان و… جلوههایی تماشایی از پرهیزکاری و وارستگی روحانیت اصیل شیعی بود که در وجود آیتالله شفیعی نمود یافته بود. آنچه در ادامه میآید کوتاه نوشتههایی پیرامون خصوصیات اخلاقی، معنوی و اجتماعی این فقیه فقید است که به مناسبت اربعین آن بزرگ به شما تقدیم میشود. امید آنکه تاریخ پژوهان انقلاب اسلامی و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
یکم
در سال ۱۳۹۸، جمعی از مؤمنین با آیتالله شفیعی صحبت کردند و ایشان را راضی کردند تا با توسعه مسجد شفیعی اهواز، مشکل محدودیت فضای آن برطرف شود. پس از طراحی نقشه و مشخص شدن محل تأمین اعتبار، اما ناگهان آیت الله شفیعی با اجرای این طرح مخالفت کردند! وقتی نمازگزاران مسجد جویای علت شدند، ایشان گفتند: «من فکر کردهام که در این شرایط سخت اقتصادی که مردم با مشکلات معیشتی زیادی روبهرو هستند، نمیتوانم رضایت بدهم برای اجرای این طرح، مبلغ کلانی هزینه شود…». با این استدلال طرح توسعه مسجد متوقف شد.
دوم
آیتالله شفیعی نسبت به رعایت بیتالمال، بسیار حساس بود و دقت بسیار زیادی به خرج میداد. از افتتاحیه کتابخانه شهید سیدمرتضی شفیعی مدتی گذشته بود که یکی از ارگانها مقادیر زیادی اقلام و لوازم اداری و پشتیبانی برای کتابخانه ارسال کرد؛ به طوری که نمازخانه دفتر تولیت کتابخانه پر شده بود. آیتالله شفیعی وقتی متوجه این قضیه شد، دستور داد تمام اقلام عودت داده شوند و چیزی باقی نماند. مدتی بعد، حاج آقا استکان و نعلبکی از منزلشان آورد و به بچهها گفت: «از این به بعد، در همین استکان شخصی برای من چای بیاورید».
سوم
در مراسم تودیع آیتالله شفیعی از ریاست دادگستری خوزستان در سال ۱۳۷۵، ایشان جملهای گفت که تا سالها بعد، ضربالمثل زهد و سادهزیستی ایشان بود! اظهار داشت: «من با دو جلد تحریرالوسیله به دادگستری آمدهام و با همان دوجلد از دادگستری میروم!». هیچکدام از هدایایی که به مناسبت تودیع به ایشان داده بودند را نیز نپذیرفت و همه را برای جهیزیه نو عروسان، به کمیته امداد امامخمینی اهدا کرد.
چهارم
در ایام تبلیغات انتخابات خبرگان، ستاد انتخاباتی ایشان یکی از کم هزینهترین ستادهای انتخاباتی بود. مراقبتهای مالی ایشان و حاج آقاسید محسن – مسئول ستاد انتخابات آیتالله شفیعی – به گونهای بود که به شکل عمومی میگفتند: «ما برای بعد از انتخابات هیچ وعدهای نمیدهیم؛ چراکه دست نماینده خبرگان از این جهت باز نیست و بعداً نمیتواند به وعدهاش عمل کند». نیز از هیچ پیمانکاری پولی برای هزینههای تبلیغات ستاد دریافت نمیکردند؛ با این استدلال که: «نباید مدیون کسی شویم و در دام بده بستانهای سیاسی بیفتیم». ایشان تعریف میکرد: «در دور سوم انتخابات خبرگان، یکی از آشنایان به من گفت: شما که میخواهید کاندیدا شوید، با پیمانکاران و ثروتمندان بستهاید که حمایتتان کنند؟ من گفتم: از این کارها بلد نیستم؛ اگر بلد هم باشم، انجام نمیدهم! آن شخص با طعنه به من گفت: پس بنشین تا رأی بیاوری! اتفاقاً در همان انتخابات (سال ۱۳۷۷) من نفر اول شدم!».
