هیچ اثری تنها نیست

هیچ چیز در جهان به‌تمامی منفرد نیست. اشیا، تصاویر و حتی مفاهیم، معنای خود را فقط از آنچه در خود دارند دریافت نمی‌کنند؛ بخشی از معنای آن‌ها در نسبت با چیزهای دیگری شکل می‌گیرد که در کنارشان قرار گرفته‌اند. یک شیء با تغییر زمینه‌اش می‌تواند چیزی دیگر شود، همان‌طور که یک تصویر در مجاورت تصویری دیگر می‌تواند معنایی را پیش بکشد که در تنهایی خود واجد آن نبوده است. آنچه دیده می‌شود، بنابراین، همواره حاصل چیزی بیش از خودِ دیدنی است: حاصل موقعیت، فاصله، مجاورت، حذف و حضور.

۰۹:۵۲

هیچ چیز در جهان به‌تمامی منفرد نیست. اشیا، تصاویر و حتی مفاهیم، معنای خود را فقط از آنچه در خود دارند دریافت نمی‌کنند؛ بخشی از معنای آن‌ها در نسبت با چیزهای دیگری شکل می‌گیرد که در کنارشان قرار گرفته‌اند. یک شیء با تغییر زمینه‌اش می‌تواند چیزی دیگر شود، همان‌طور که یک تصویر در مجاورت تصویری دیگر می‌تواند معنایی را پیش بکشد که در تنهایی خود واجد آن نبوده است. آنچه دیده می‌شود، بنابراین، همواره حاصل چیزی بیش از خودِ دیدنی است: حاصل موقعیت، فاصله، مجاورت، حذف و حضور.

هیچ چیز در جهان به‌تمامی منفرد نیست. اشیا، تصاویر و حتی مفاهیم، معنای خود را فقط از آنچه در خود دارند دریافت نمی‌کنند؛ بخشی از معنای آن‌ها در نسبت با چیزهای دیگری شکل می‌گیرد که در کنارشان قرار گرفته‌اند. یک شیء با تغییر زمینه‌اش می‌تواند چیزی دیگر شود، همان‌طور که یک تصویر در مجاورت تصویری دیگر می‌تواند معنایی را پیش بکشد که در تنهایی خود واجد آن نبوده است. آنچه دیده می‌شود، بنابراین، همواره حاصل چیزی بیش از خودِ دیدنی است: حاصل موقعیت، فاصله، مجاورت، حذف و حضور.

هیچ اثری تنها نیست

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 ترانه سلطانی: هیچ چیز در جهان به‌تمامی منفرد نیست. اشیا، تصاویر و حتی مفاهیم، معنای خود را فقط از آنچه در خود دارند دریافت نمی‌کنند؛ بخشی از معنای آن‌ها در نسبت با چیزهای دیگری شکل می‌گیرد که در کنارشان قرار گرفته‌اند. یک شیء با تغییر زمینه‌اش می‌تواند چیزی دیگر شود، همان‌طور که یک تصویر در مجاورت تصویری دیگر می‌تواند معنایی را پیش بکشد که در تنهایی خود واجد آن نبوده است. آنچه دیده می‌شود، بنابراین، همواره حاصل چیزی بیش از خودِ دیدنی است: حاصل موقعیت، فاصله، مجاورت، حذف و حضور.

از این منظر، دیدن را نمی‌توان صرفاً دریافت یک تصویر دانست. دیدن نوعی برقراری نسبت است؛ نسبتی میان آنچه در میدان دید حاضر است و آنچه در حاشیه آن قرار گرفته، میان چیزی که انتخاب می‌کنیم ببینیم و چیزی که در همان لحظه از نظرمان دور می‌ماند. میدان دید ثابت نیست و با هر جابه‌جایی بدن، هر تغییر در فاصله یا ورود عنصری تازه، دوباره سازمان می‌یابد.

نمایشگاه هنری نیز از این قاعده مستثنا نیست. اثر هنری هرچند می‌تواند به‌عنوان یک واحد مستقل تولید و عرضه شود، تجربه آن هرگز کاملاً مستقل از موقعیتی نیست که در آن قرار گرفته است. اثر در گالری، در کنار اثر دیگری، در فاصله‌ای معین از یک دیوار، زیر نوری مشخص و در مسیری که مخاطب طی می‌کند، دیده می‌شود. این روابط، بخشی از تجربه اثر را می‌سازند؛ و با تغییرشان، امکان خوانش دیگری از همان اثر فراهم می‌شود.

منبع  : شرق

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *