وقتی جنگ یا اتفاقی ناگوار، سایهی پدر را از خانه میگیرد، مادران نهتنها بار سوگ، که مسئولیت ترمیم امنیت روانی فرزندان را بر دوش میکشند؛ مسئولیتی که بیش از هر چیز، نیازمند هوشمندی در رفتار و شناخت نیازهای هر سن است.
مهسا زحمتکش

تحقیقات روانشناسی نشان میدهند که کیفیت رابطه مادر و فرزند پس از فقدان پدر، تعیینکنندهترین عامل در بازسازی سلامت روانی کودک است. با این حال، بزرگترین خطری که این رابطه را تهدید میکند، افراط در دو سوی یک طیف است: یا وابستگی شدید و همهمپوشانی عاطفی که در آن فرزند نقش جایگزین والد مفقود را ایفا میکند (والدگری شدن کودک)، یا انزوا و سکوت سنگینی که به دلیل ترس از دست دادنهای بعدی شکل میگیرد. فهم علمی این تغییرات و بهکارگیری رویکردهای تربیتی متناسب، به مادران کمک میکند تا بدون گم کردن نقش خود یا فشار آوردن به فرزند، رابطهای سالم، تابآور و شفابخش را در بستر این صدمه روحی شکل دهند.
فقدان ناگهانی پدر در بحرانهای اخیر، مادران را در برابر یک ماموریت دوگانه قرار داده است: ترمیم سوگ خویش و ساختن پناهگاهی امن برای فرزندانی که ناگهان جهانشان دستخوش تغییر شده است
