همسر شهید: وصیت کرده بود برای تشییعش لباس سفید بپوشم و لبخند بزنم تا قوت قلب دیگران باشم/ ياد گرفته بودم به جاي تشكر، به او مي‌گفتم الهي شهيد بشی و هم‌نشين سيدالشهدا(ع)! + تصاویر

یک روز مادر صادق و برادرش با هم بیرون رفته بودند، بحث سر این بود که 50-60 تومان از حقوق‌شان را کسر کرده‌اند. مادرشان هم به شوخی می‌گوید: «جوانان مردم جانشان را بر کف می گیرند و به سوریه می‌روند، شاید حقوق شما را کسر کردند تا به مدافعان حرم کمک کنند.» گویی هر دو منتظر این حرف مادر بودند که سریعا می گویند: « پس شما هم راضی هستید و اجازه می دهید که ما هم برویم؟!»
شنبه 9 بهمن 1395 14:31 ساعت

یک روز مادر صادق و برادرش با هم بیرون رفته بودند، بحث سر این بود که 50-60  تومان از حقوق‌شان را کسر کرده‌اند. مادرشان هم به شوخی می‌گوید: «جوانان مردم جانشان را بر کف می گیرند و به سوریه می‌روند، شاید حقوق شما را کسر کردند تا به مدافعان حرم کمک کنند.» گویی هر دو منتظر این حرف مادر بودند که سریعا می گویند: « پس شما هم راضی هستید و اجازه می دهید که ما هم برویم؟!»

یک روز مادر صادق و برادرش با هم بیرون رفته بودند، بحث سر این بود که 50-60 تومان از حقوق‌شان را کسر کرده‌اند. مادرشان هم به شوخی می‌گوید: «جوانان مردم جانشان را بر کف می گیرند و به سوریه می‌روند، شاید حقوق شما را کسر کردند تا به مدافعان حرم کمک کنند.» گویی هر دو منتظر این حرف مادر بودند که سریعا می گویند: « پس شما هم راضی هستید و اجازه می دهید که ما هم برویم؟!»

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *