همسر شهید امینی: می‌گفت 10 عید هم که شده به خواستگاری‌ات می‌آیم تا پدر راضی شود/ همسر شهید پورهنگ: سال تحویل و جشن شروع زندگی‌مان یکی شد، یک جشن باشکوه کنار هزاران زائر

حسین دست به جیبش انداخت که عیدی‌ها را دربیاورد، اما از عیدی‌ها خبری نبود. به جیب دیگرش نگاه کرد، ته‌اش پاره بود. باتعجب گفت: "یعنی چه؟ اینجا چه خبراست؟ جیبم هنوز پاره است. پول‌ها نیستند". هیچی! خیاط به جای جیب پاره، جیب سالم راچرخ کرده بود. حسین آقا هم عیدی‌ها را داخل جیب پاره ریخته بود.
جمعه 4 فروردين 1396 22:58 ساعت

حسین دست به جیبش انداخت که عیدی‌ها را دربیاورد، اما از عیدی‌ها خبری نبود. به جیب دیگرش نگاه کرد، ته‌اش پاره بود. باتعجب گفت: "یعنی چه؟ اینجا چه خبراست؟ جیبم هنوز پاره است. پول‌ها نیستند". هیچی! خیاط به جای جیب پاره، جیب سالم راچرخ کرده بود. حسین آقا هم عیدی‌ها را داخل جیب پاره ریخته بود.

حسین دست به جیبش انداخت که عیدی‌ها را دربیاورد، اما از عیدی‌ها خبری نبود. به جیب دیگرش نگاه کرد، ته‌اش پاره بود. باتعجب گفت: “یعنی چه؟ اینجا چه خبراست؟ جیبم هنوز پاره است. پول‌ها نیستند”. هیچی! خیاط به جای جیب پاره، جیب سالم راچرخ کرده بود. حسین آقا هم عیدی‌ها را داخل جیب پاره ریخته بود.
مردان بي ادعا
روحشان شاد و قرین رحمت

منبع  : رجا نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *