برچسب عیدانه

تاکید رؤسای جمهور ایران و آذربایجان بر تعمیق روابط برادرانه و توسعه همکاری‌های اقتصادی دو کشور

رئیس جمهور در گفت‌وگوی تلفنی با همتای آذربایجانی خود، ضمن تبریک عید سعید قربان، توافقات حاصل شده در سفر اخیر خود به جمهوری آذربایجان را نقطه عطفی در روابط دو کشور خواند و بر توسعه همکاری‌های اقتصادی و حمل و نقلی میان دو کشور تأکید کرد.

همسر شهید امینی: می‌گفت 10 عید هم که شده به خواستگاری‌ات می‌آیم تا پدر راضی شود/ همسر شهید پورهنگ: سال تحویل و جشن شروع زندگی‌مان یکی شد، یک جشن باشکوه کنار هزاران زائر

حسین دست به جیبش انداخت که عیدی‌ها را دربیاورد، اما از عیدی‌ها خبری نبود. به جیب دیگرش نگاه کرد، ته‌اش پاره بود. باتعجب گفت: "یعنی چه؟ اینجا چه خبراست؟ جیبم هنوز پاره است. پول‌ها نیستند". هیچی! خیاط به جای جیب پاره، جیب سالم راچرخ کرده بود. حسین آقا هم عیدی‌ها را داخل جیب پاره ریخته بود.

همسر شهید: قبل از رسیدن عید دغدغه خانه‌تکانی داشت؛ نگران من بود دست‌تنها کاری نکنم

قبل از تحویل سال قرآن می‌خواند و بعد قرآن را دست من می‌داد تا من هم بخوانم. بعد از سال تحویل تلفن را بر می‌داشت و به مادرش زنگ می‌زد و تبریک می‌گفت. به پدر و مادر من هم زنگ می‌زد، بعد شروع می‌کرد برنامه‌ریزی که کجاها باید برویم. معمولاً اول خانه پدر ایشان، بعد هم خانه مادر من و سایر اقوام. تمام آن چند روزی که برای عید خانه بود را سعی می‌کرد به من و بچه‌ها خوش بگذرد، مسافرت، تفریح، رستوران.

همسر شهید: لحظه تحویل سال از خداوند برایش شهادت خواستم، دوست داشتم به آرزویش برسد

لحظه سال تحویل بهترین حس و حال معنوی را داشتیم. بعد سال تحویل سید مدام به من می‌گفت: خانم دعا کردی؟ برام دعا کردی که توفیق پیدا کنم دوباره به سوریه بروم. گفتم: بله دعا کردم خیالت راحت. گفت: «بگو دقیقاً چی گفتی.» گفتم: بین من و امام رضاست. کمی کنجکاوی‌اش گل کرده بود.