۱۸ خرداد ۱۴۰۵ – ۰۹:۵۹

هنر شهدا این بود که خودشان رفتند تا ایران بماند. شهدا از جان گذشتگی کردند و از دنیای خود گذشتند تا دشمن طمع به این سرزمین الهی را به گور ببرد.
سرویس جهاد و مقاومت مشرق- در روزهای آخر، نذریهایش را پنهانی میداد و غسل شهادت را بیسروصدا به جا آورد. در حیات خلوت خانه، کسی نمیدانست آن مرد خندان که با بچهها گل میکند، تکتیراندازی است که ترس را به قامت دشمن نشانده. او از “بیمه شدن ایران برای پنجاه سال” میگفت و از “فدا شدنِ یک نسل برای نسل بعد”. شب وداع، همان لبخند را هدیه کرد و رفت تا پیکرش در غبار انفجار گم شود، اما نامش در قاب خاطرهها نقش بندد. اینجا روایتِ بیقراریهای زهره داستانپور، همسر پاسدار شهید حسین یوسفی است برای مردی که دلش برای دیدار رهبر تنگ شده بود و حالا، شهادت او را همیشه در جوار مقتدایش نشانده است.

چه شد که همسرتان راه شهادت را انتخاب کردند و در این مسیر قدم گذاشتند؟
مردم ایران، رهبر و کشورشان را با هر عقیدهای دوست دارند. مزدورانی که طرف دشمن هستند در اقلیت هستند. این عده جاهل فکر میکنند امریکا و اسرائیل و پهلوی بیاید وضعشان خوب میشود. اینها تعداد خاصی هستند که انگار عقلشان زایل شده، وگرنه با دشمن همسو نبودند. وطن مادر است و این افراد نمیدانند وطنپرستی چیست. نباید به این افراد قلیل و کمعقل توجه کنیم. مردم همیشه پای کار نظام جمهوری اسلامی هستند و از کشور و دین مبین اسلام تا پای جان دفاع و پاسداری میکنند. دشمن از اتحاد و همبستگی ما میترسد. مردم حدود صد روز است در خیابان هستند. دشمن از همین یکدلی و اتحاد مردم ضربه میخورد. باید همبستگی و اتحاد خودمان را حفظ کنیم و پشت مقام معظم رهبری، سپاه و ارتش و اقتدار نظام جمهوری اسلامی باشیم.
