مثل تمام روزهای قبل. وقتی بود میپرسید «مرا چقدر دوست داری؟» بدون مکث گفته بودم: «آنقدر که باید.»
پرده سفید اتاق خواب را دوختم. چینهای کمی دارد. پارچه زیاد نبود؛ تترون بیست و یک سال پیش. رد تا روی پارچه مانده بود و به سختی اتو و صاف شد.
به گزارش اصفهان زیبا؛ پرده سفید اتاق خواب را دوختم. چینهای کمی دارد. پارچه زیاد نبود؛ تترون بیست و یک سال پیش. رد تا روی پارچه مانده بود و به سختی اتو و صاف شد. مامان گفته بود به عنوان زیر پرده استفاده کن. هر خانهای که بروی، چهار دیواریات هم حریم میخواهد هم زیبایی. چرا تا الان ندوخته بودمش! شاید فکر میکردم باید فقط به نقش و نگارها دل ببندم و سادگی باشد برای گوشه صندوقچه.
