هرمنوتیک هایدگری و تشیع دو رکن اساسی اندیشه کربن / کربن چگونه پیوند حکمت باستان و تشیع را کشف کرد؟ / افشای راز اسلام ایرانی

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا محمد حسن ابوالحسنی نوشت: نشست نقد و بررسی کتاب «اسلام ایرانی» اثر هانری کربن در روز دوشنبه ۲۲ تیرماه در خانه کتاب دانشگاه تهران (واقع در خیابان ادوارد براون) برگزار شده است. در این نشست که به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران و همکاری پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات وزارت ارشاد ترتیب داده شده، شهرام پازوکی، انشاءالله رحمتی و مهدی فدایی مهربانی سخنرانی کرده و به بررسی جوانب مختلف این کتاب و اندیشه‌های هانری کربن پرداختند. این نشست، دومین سخنرانی از سلسله نشست‌های ایران‌شناخت بوده است. جلسه اول این نشست‌ها درباره کتاب فوکو در ایران بوده است.

۲۸ تیر ۱۴۰۵ – ۱۵:۴۶
هرمنوتیک هایدگری و تشیع دو رکن اساسی اندیشه کربن / کربن چگونه پیوند حکمت باستان و تشیع را کشف کرد؟ /  افشای راز اسلام ایرانی

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سرویس دین و اندیشه ایبنا محمد حسن ابوالحسنی نوشت: نشست نقد و بررسی کتاب «اسلام ایرانی» اثر هانری کربن در روز دوشنبه ۲۲ تیرماه در خانه کتاب دانشگاه تهران (واقع در خیابان ادوارد براون) برگزار شده است. در این نشست که به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران و همکاری پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات وزارت ارشاد ترتیب داده شده، شهرام پازوکی، انشاءالله رحمتی و مهدی فدایی مهربانی سخنرانی کرده و به بررسی جوانب مختلف این کتاب و اندیشه‌های هانری کربن پرداختند. این نشست، دومین سخنرانی از سلسله نشست‌های ایران‌شناخت بوده است. جلسه اول این نشست‌ها درباره کتاب فوکو در ایران بوده است.

شاید بتوان گفت کربن یکی از شخصیت‌هایی است که در سال‌های اخیر بیش از دیگران مورد سوءتفاهم قرار گرفته است. درباره او، به‌ویژه در یک دهه از آقای طباطبایی می‌پرسید چرا باید این سنت را با هگل بخوانیم؟ معتقد است تاریخ فکر و فرهنگ ما ظرفیت خود را برای نگاه نقادانه به خویش از دست داده است.

بنابراین، ما باید از زاویه نگاه دیگری، یعنی از بیرون، به تاریخ خودمان نگاه کنیم. در نتیجه، همان نقاطی که از نگاه بسیاری از اساتید و متفکران، نقاط درخشان سنت ما هستند، از منظر ایشان تبدیل به نقاط انحطاط می‌شوند؛ مانند عرفان ما که حتی می‌تواند از نظر او نقطه انحطاط تلقی شود. می‌خواهم بگویم وقتی زاویه نگاه شما به تاریخ این باشد که تاریخ یک جریان خطی دارد و غایت آن به شکلی از تجدد می‌رسد، طبیعتاً تاریخ را خطی می‌بینید و در نتیجه ما در این مسیر، عقب‌مانده تلقی می‌شویم. به نظرم اینجا، آقای طباطبایی از جمله آرامش دوستدار، تأثیر گرفته است و این تأثیر کاملاً آشکار است. در مقدمه کتاب «ابن خلدون و علوم اجتماعی» نیز می‌بینید که حدود هفتاد، هشتاد صفحه را به او اختصاص داده تا بگوید آنچه آرامش دوستدار «انحطاط تفکر» نامیده، من «انحطاط اندیشه» می‌نامم؛ اما به نظر من همان است و بسیاری از مفروضاتش نیز همان مفروضات است.»

۲۱۶۲۱۶

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *