
پس از ماهها کشمکشهای سیاسی، نظامی و رسانهای بر سر این پرسش تقلیلگرایانه غربی که آیا تنگه هرمز «بسته» است یا همچنان «باز»، تحولات روزهای اخیر و پویاییهای میدانی نشان میدهد که واقعیت راهبردی در این شاهراه حیاتی، وارد مرحلهای بسیار پیچیدهتر، تکاملیافتهتر و متناسب با دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران شده است. مرحلهای که دیگر به هیچ وجه نمیتوان آن را صرفاً با دوگانه سادهاندیشانه و صفر و یکیِ «باز و بسته» توضیح داد. اکنون در کنار تأکید صریح، قاطع و مبتنی بر حقوق بینالمللِ مقامهای ارشد ایرانی مبنی بر تداوم کنترل کامل، اشراف اطلاعاتی و اعمال حاکمیت ملی بر تنگه هرمز و محدود بودن عبور شناورهای بیگانه، آمارهای دقیق ردیابی دریایی نیز از استمرار نوعی تردد به شدت محدود، گزینشی و هدفمند خبر میدهد. این تردد، نه به معنای بازگشایی عادی آبراه تحت قواعد تحمیلی قدرتهای فرامنطقهای، بلکه محصول مستقیمِ شکلگیری مسیرهای محدود، ضابطهمند و تحت نظارت و اسکورت یگانهای دریایی ایران است. در واقع، جمهوری اسلامی ایران با عبور از مفهوم سنتی «انسداد مطلق»، به یک راهبرد نوین تحت عنوان «بازدارندگی فعال و مدیریت هوشمندانه تردد» دست یافته است که در آن، نبض اقتصاد انرژی جهان تنها با مجوز و تحت نظارت تهران میتپد.
