
گروه اندیشه: دکتر هادی خانیکی آنگونه که در روزنامه اعتماد نوشته، دوباره گذرش به بیمارستان افتاده است. امید آن که تَنَش به نازِ طبیبان نیازمند مباد. در مقدمه روزنامه اعتماد آمده است:« در این یادداشت، نویسنده با اشاره به بستری شدن خود در بیمارستان به دلیل عود سرطان لوزالمعده، درد جسمانی را به بحرانهای اجتماعی ایران تشبیه میکند. همانگونه که زخم معده ریشه در تنش دارد، جامعه ایران نیز در معرض فرسایش ناشی از اضطرابهای سیاسی، شوکهای اقتصادی و خشونتهای اجتماعی است. نویسنده استدلال میکند که سرکوب دردهای جامعه و انکار بحرانها مانند بیماری سرطانی عمل میکند که منجر به فروپاشی بافت اجتماعی میشود. راهحل پیشنهادی: نویسده بر پایه نظریه «جامعه در مخاطره»، ضرورت روبرو شدن با واقعیتهای تلخ را تأکید کرده و راه نجات را در گفتوگو، مدارا، امید و ایجاد اعتماد میداند. او با در مسیر روایت رنجهای مشترک تن و وطن. همه کسانی که عمری را در ارادتورزی و آموختن از آنها گذراندهام مرا با لطف خویش باز هم نواختند: از استاد شغیعی کدکنی تا شخصیتهای برجسته سیاسی و علمی و فرهنگی و دانشجویان جستوجوگر.
محبت بیدریغ آنان من را واداشت که دوباره به ستون «بهروزنامه ایام» برگردم و در هر حال بنویسم و بگویم که حتی در بستر بیماری و از پس دیوارهای بیمارستان میتوان به بهبود اندیشید؛ هم بهبود تن رنجور خود و هم التیام روان خسته و زخمخورده وطن. جای گوشهگیری و فرار از مسئولیت اعتقادی و اخلاقی و مدنی و سیاسی نیست. به گفته صائب تبریزی:
گوشهگیری دردسر بسیار دارد در کمین
در محیط پر شر و شور از کنار اندیشه کن
من گوشه محراب بیمارستان را بهانهای میسازم برای روبرو شدن با واقعیت، فهم حقیقت، گفتوگوی اجتماعی و امید به آینده؛ چراکه باور دارم «رنج به اشتراکگذاشته شده» دیگر یک فاجعه انفرادی نیست، بلکه آغازی است برای درمان زخمها و برساخت همدلی و همبستگی و امید اجتماعی.
۲۱۶۲۱۶
