سفر کوبریکی به جهنم جنگ
«نه فیلمی است در ستایش جنگ، نه در نکوهش آن. فقط آنچنان است که هست.» این را «استنلی کوبریک» درباره غلاف تمام فلزی گفت؛ فیلمی که در ۱۹۸۷ بر اساس رمان «گوستاو هسفورد»، با عنوان سربازان موقت ساخت. هسفورد که خبرنگار نظامی نیروی دریایی آمریکا در ویتنام بود، الهامبخش شخصیت «جوکر» با بازی «متیو مودین» شد؛ سربازی با نگاهی طناز و تلخ که از پادگان آموزشی تا دل نبرد خونین شهر هوئه در جریان تهاجم تتِ ۱۹۶۸، او را دنبال میکنیم.
کوبریک برای نگارش فیلمنامه، دست به دامان «مایکل هر» شد، خبرنگار جنگی دیگری که پیشتر روایتنویسی فیلم اینک آخرالزمان را برعهده داشت؛ همکاریای که هر، با طنزی گزنده، آن را «یک تماس تلفنی سهساله، با وقفههایی گاهبهگاه» توصیف کرد. آنچه برای کوبریک در مرکز این داستان بود، نه خود جنگ، بلکه ماشینوار کردن انسان بود؛ اینکه نظام، چگونه پسران جوان را خرد میکند و دوباره، چون ماشین کشتاری بیرحم میسازدشان. چیزی که در چهره عبوس و دهان تلخ گروهبان هارتمن با بازی «آر. لی ارمی» به روشنی نمود دارد: «تفنگ تو فقط یه وسیله هست. این سنگدلیه که آدم میکشه.»
