
به گزارش سرویس فرهنگ و هنر ساعدنیوز، انسان همواره در میان دو نقطه بیاختیار ایستاده است: «آمدن» و «رفتن». حکیم عمر خیام نیشابوری سدهها پیش، این جبر شگفتانگیز را در قالب سادهترین اما عمیقترین رباعیات به تصویر کشید. حالا وقتی عبدالجبار کاکایی با لحنی گرم و آمیخته به حسرت، شعر معروف خیام را بازخوانی میکند، فاصله میان قرنها از بین میرود. او صرفاً یک شعر را نمیخواند، بلکه بغضِ مشترک تمام انسانهایی را فریاد میزند که بارها از خود پرسیدهاند سهمشان از این «دیر خراب» چیست.
در این ویدئوی تاثیرگذار، کاکایی با لحن شعرخوانیاش، سنگینی کلمات خیام را به مخاطب منتقل میکند. او به زیبایی نشان میدهد که خیام در پی نفی زندگی نیست، بلکه در مواجهه با جبر روزگار و قضاوقدر، به دنبال معنایی برای «بودن» میگردد. عبارتهایی مثل «نه آمدنی، نه بدمی، نه شدمی» در شنیدار اولیه شاید ساده به نظر برسند، اما وقتی با صدای استادی که ادبیات را زندگی کرده همراه میشوند، ناگهان مخاطب را در حیرتی عمیق فرو میبرند.
گر آمدنم به خود بُدی، نآمدمی
ور نیز شدن به من بُدی، کی شدمی
عبدالجبار کاکایی 15 شهریور 1342 در ایلام به دنیا آمد و همان ابتدای تولد به همراه خانواده خود در عراق سکونت گزید و هنگامی که یک سال و نیم بیشتر نداشت با خیل رانده شدگان به ایران بازگشت. دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در زادگاه خود گذراند. شاعر شدن کاکایی به روایت خودش از پانزده سالگی آغاز شد.
شما در مواجهه با این شعر خیام چه حسی داشتید؟ آیا تا به حال در خلوت خود با این پرسش بزرگ خیام روبهرو شدهاید؟ دیدگاه و حس خود را زیر همین مطلب برای ما بنویسید.
