«همین است که هست، نمیخواهی هزینه ویزیت را پس میدهم، برو پیش یک دکتر دیگر!» فاطمه، 33ساله این جمله را زمانی از زبان منشی پزشک شنید که مدتها برای گرفتن نوبت منتظر مانده بود. پزشک زنان و زایمان، برای خودش اسم و رسمی داشت و مریضها پشت در مطبش تا آخر شب صف کشیده بودند. به همین خاطر نوبتگرفتن از آن به این آسانیها نبود. فاطمه، اما بالاخره پس از چند هفته، توانست نوبت بگیرد، اما روزی که به مطب مراجعه کرد، اصلا فکرش را نمیکرد پزشکی که همه از کار و اخلاقش تعریف میکنند برای بدیهیترین حقوق بیمار ارزش قائل نباشد: «مطب خیلی شلوغ بود و در این وضعیت کرونایی منشی به همه بیمارها گفته بود، ساعت چهار در مطب حاضر شوند؛ درحالیکه پزشک ساعت پنجونیم آمد. این یعنی معطلی همه بیماران!»
ماجرا فقط به همین موضوع ختم نشد. زمان ویزیت، منشی بیماران را به صورت گروهی داخل میفرستاد؛ برای مثال، شش نفر همزمان داخل میرفتند. پزشک یک نفر را ویزیت میکرد و باقی به تماشا مینشستند تا نوبتشان برسد. در این میان برخی نیز با همراه خود به اتاق دکتر میرفتند.» این موضوع نهتنها فاطمه که خیلی از بیماران دیگر را آزار میداد؛ اما «کسی به پزشک یا منشی اعتراض نمیکرد. همه فقط زیر لب غر میزدند.» نوبت به فاطمه که رسید، اما حاضر نشد که با باقی بیماران داخل اتاق پزشک برود: «از منشی خواستم که تنها ویزیت شوم، چون بیماری زنانه داشتم و دلم نمیخواست در حضور دیگران برای دکتر شرح حال بدهم. معذب میشدم. اما منشی با بیاعتنایی گفت همین است که هست. نمیخواهی پولت را میدهم برو پیش دکتر دیگر.» فاطمه میگوید اول کمی مردد مانده، ولی بعد عطای رفتن نزد دکتر را به لقایش بخشیده: «به نظرم دکتری که به کوچکترین حقوق بیمارش احترام نمیگذارد، هرچقدر هم که کارش خوب باشد نباید پیشش رفت.»
