روایت سطحی و افراط در نمایش تلویزیونی
نمیتوان به پنج دقیقه آغازین فیلم F1، این آگهی بلندمدت که برای پردرآمدترین فرنچایز ورزشی جهان ساخته شده، خرده گرفت. در همان ابتدا، ریف فشرده Whole Lotta Love به صدا درمیآید؛ و رانندهی کهنهکار، «سانی هیز» که در هیأت تقریباً اجتنابناپذیر برد پیت ظاهر شده، صورتی خیس میکند، یک کارت بازی خوشیمن را در جیب شلوارش میلغزاند و راهی مسابقه بیستوچهارساعته دیتونا میشود.
همراه با ریتم هیجانانگیز موسیقی لد زپلین که تقلیدی صوتی از جفتگیری است، صحنه گاه شعلهور میشود و گاه فرو مینشیند. پیت البته سیگار روشن نمیکند و به پهلو نمیغلتد، اما بیشک حسی به تماشاگر منتقل میشود که انگار تختخوابی آشفته و بیسامان باقی مانده است.
