سریال جدید خالق Breaking Bad
Pluribus، ساخته وینس گیلیگان، اولین آثاری است که بعد از دو دهه حضور قدرتمند او در تلویزیون توقعات را نه تنها بالا برده بلکه مخاطب را نسبت به هر حرکت تازه حساس کرده است. با دیدن سه اپیزود نخست، میتوان به این نتیجه رسید که جدیدترین ساخته گیلیگان نه یک سریال علمی تخیلی دیگر، بلکه تلاش جسوری برای واکاوی پرسشهای بنیادین دربارهٔ اختیار، هویت و جبر جمعی است. گیلیگان این بار سراغ موضوعی رفته که میتوانست به سادگی در قلاب کلیشهٔ ویروس آخرالزمانی بیفتد؛ اما او ترجیح داده به جای تمرکز صرف بر گسترش فاجعه، روی نحوه زندگی کردن ما بعد از آن تمرکز کند. در این مسیر، سریال با یک بازی تماتیک آشکار و چندین تغییر لحن روبهروست؛ از کمدی تلخ تا اندوه عمیق. مسئله این است که آیا سریال Pluribus میتواند به توازنی برسد که هم سؤالهای فلسفی را پاسخ دهد و هم روایت را زنده نگه دارد؟ جواب تا اینجا نیمه مثبت است؛ به مدد یک اجرای مرکزی قدرتمند و صحنهپردازیهایی که گاه نفسگیرند، اما بعضی انتخابهای ریتمیک و آشکارسازی تدریجی اطلاعات، گهگاه کار را کند میکنند. در ادامه و با نقد سریال Pluribus همراه ویجیاتو باشید.
هستهٔ روایت Pluribus یک ایدهٔ علمی تخیلی نسبتاً پیچیده دارد: سیگنالی از فضا به شکل توالیٔ RNA رمزگشایی میشود و پس از انتشار به عنوان یک ویروس، نوعی اتصال ذهنی جهانی ایجاد میکند؛ پدیدهای به نام «پیوستن» یا Joining. بررسی این ایده از دو راه ممکن بود: یکی، فرو رفتن در توضیح علمی و تکنیکی تا خواننده یا بیننده کاملا از مکانیک داستان سر در آورد و دوم، استفاده از ایده به عنوان ابزار تماتیک برای واکاوی انسان و جامعه. گیلیگان مسیر دوم را انتخاب کرده و این انتخاب هم قوت دارد و هم ضعف.
