امروز هم مثل دیروز بود. ساعت هشت صبح، دم درِ دانشگاه ایستاده بودم و به ساختمانِ قدیمی نگاه میکردم که انگار خستهتر از من است. دیوارهایش ترکخورده، مثل چهرهای که از فرط رنج، خط و خطوطش عمیق شده باشد. بوی نم و کهنگی، نه بوی کتاب و هیجان یادگیری، اولین استقبالکنندهی دانشجویان است.
به گزارش اصفهان زیبا؛ امروز هم مثل دیروز بود. ساعت هشت صبح، دم درِ دانشگاه ایستاده بودم و به ساختمانِ قدیمی نگاه میکردم که انگار خستهتر از من است. دیوارهایش ترکخورده، مثل چهرهای که از فرط رنج، خط و خطوطش عمیق شده باشد. بوی نم و کهنگی، نه بوی کتاب و هیجان یادگیری، اولین استقبالکنندهی دانشجویان است.
