
گروه اندیشه: علی ورامینی در یادداشتی با عنوان «یک تیم؛ از استیصال و تفسیر تا واقعیت»، که در کانال هم میهن منتشر شده، به روایت تلخ و پردرد یک شهروندِ بازمانده از جنگ (احتمالاً اشاره به تنشهای اخیر ایران در سال ۱۴۰۴/۱۴۰۵) است، به کالبدشکافی رفتار متناقض و کینهتوزانه اپوزیسیونِ جنگخواه و کارشناسانِ مرعوب داخلی در قبال حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ میپردازد. ورامینی با نقد رفتارهای تقلیلگرایانهای چون کارمایی دانستنِ آفسایدها، تبیین میکند که چگونه بدخواهان تلاش کردند تیمی جنگزده، بدون بازی تدارکاتی و تحت فشار روانی را تحقیر کنند؛ اما فوتبالیستها با غیرتِ عینی خود، فراتر از قاب آرزوهای دشمنشادکن آنها ایستادند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
صدای موتور که میشنوم، هنوز هول برم میدارد که نکند جنگنده باشد و کماکان صدای ماشین چمنزنی را با صدای پهپاد اشتباه میگیرم. برای منی که همچنان زیست دوگانه میان جنگ و صلح دارم، از حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی دو سخن بیش از همه در ذهنم مانده است؛ یکی صحبت استیصالگونه وزیر ورزش بود و یکی هم خوشخیالی آدمی که برای بمباران ایران از هان و خودشان آدمی در حیرت میماند؛ آفساید را نتیجهٔ کارما میدانند و بلاهایی را که بر سر خودشان آمده، جور دیگری تفسیر میکنند. به این فکر نمیکنند که اگر سازوکار جهان چنین دقیق بود، داغ کودکان و نوجوانان بیگناه مینابی و لامردی از شمال تا جنوب آمریکا را به آتش کشیده بود.
در واقع آنها هر اتفاقی را چنان تفسیر میکردند که به نفع جهانبینی و مرکزیت خودشان تمام شود. واقعیت اما در تفسیر سخن وزیر ورزش نهفته است. ارشدترین مدیر ورزشی کشور، آن روز و فردای کشور و تیم ملی را چنان دیده بود که از احتمال نرفتن سخن میگفت. احتمالاً بیم آن داشت که وسط جنگ و بلا، رفتن تیم ملی مایه تحقیر شود و دشمنشاد شویم. آنها رفتند، بازی کردند، باخت ندادند و با بدشانسی از دور بعد جا ماندند. واقعیت همین چند کلمه است. نه تلاشهای آنها فراموش خواهد شد، نه آنانکه تلاش میکردند تیم ملی را در خاک و تحقیرشده ببینند.
216216
