شکایتهای همیشگی مادر از زندگیاش و اینکه بهاجبار تن به ازدواج با همسرش داده است، در کنار طلاق عاطفی این زوج از یکدیگر، کابوسهایی بود که نسرین نوزده ساله با آن دست و پنجه نرم میکرد و با راهنمایی دخترخالهاش برای معماری زندگیاش تن به کاری داد که نزدیک بود طومار زندگیاش را با بدنامی درهم بپیچد.

به گزارش سیتنا، جوان بیستساله چندیقبل هنگام مراجعه به یک فروشگاه بزرگ با دختر جوانی آشنا شد که او نیز همراه مادرش برای خرید به این مرکز تجاری آمده بود. نگاه این دو جوان یک لحظه درحالی به هم گره خورد که آنها هر یک در دو مسیر متفاوت از هم سیر میکردند و نیتها و اهدافشان کیلومتر ها از هم فاصله داشت.
