نسبت طلایی یا نسبت فیبوناچی در معماری، یکی از اصول پایه در طراحی ساختمانها و فضاهای شهری است. این نسبت به نسبت طول و عرض برخی اجزای ساختمان، مانند درب و پنجره، دستگیره و غیره، اشاره دارد.
نسبت طلایی، به عنوان یک اصل هنری و ریاضی، در طراحی ساختمانها به کار میرود. این نسبت، با استفاده از اعداد فیبوناچی، برای تعیین نسبتهای مناسب بین اجزای ساختمان استفاده میشود. به عنوان مثال، در طراحی یک درب، نسبت طول به عرض باید برابر با حدود ۱:۱٫۶۱۸ باشد.
از دلایل استفاده از نسبت طلایی در معماری، ایجاد تعادل و هارمونی بین اجزای ساختمان است. با استفاده از این نسبت، طراحان ساختمانها میتوانند فضایی را با تعادل و هارمونی طراحی کنند که به چشم خیره کننده و جذاب به نظر بیاید. همچنین، استفاده از نسبت طلایی در طراحی ساختمانها، به معماران کمک میکند تا نسبتهای مناسب بین اجزای ساختمان را تعیین کنند و در نتیجه، ساختمانهایی با کیفیت و زیبا را طراحی کنند.
در معماری، نسبت طلایی به عنوان یک اصل پایه در طراحی ساختمانها و فضاهای شهری به کار میرود. با استفاده از این نسبت، معماران میتوانند فضایی را با تعادل و هارمونی طراحی کنند که به چشم خیره کننده و جذاب به نظر بیاید. همچنین، استفاده از نسبت طلایی در طراحی ساختمانها، به معماران کمک میکند تا نسبتهای مناسب بین اجزای ساختمان را تعیین کنند و در نتیجه، ساختمانهایی با کیفیت و زیبا را طراحی کنند.
در نهایت، می کند، کارایی بهتری دارد.
بسیاری از هنرمندان از عصر رنسانس آثار هنری خود را بر اساس نسبت طلایی به ویژه مربع طلایی تقسیم بندی کرده اند. این نسبت در آثار “مونالیزا” و “پارتنون در آتن” داوینچی، آثار لوکوربوزیه و “سوگند شام آخر” سالوادور دالی به خوبی دیده می شود.
به گفته محققان این نسبت باعث می شوند بهترین نسبتهای تصویری به مغز انسان انتقال داده شوند. به بیانی دیگر شکلهایی که از نسبت طلایی برخوردارند به راحتی توسط چشم دیده و اسکن می شوند و پس از آن به سادگی به مغز انتقال داده می شوند. این سادگی در مشاهده و درک تصاویر در نظر انسان به زیبایی تعبیر می شود.
بر اساس گزارش گاردین، آدرین بژان از دانشمندان برتر علوم مهندسی دانشگاه دوک که قانون فیزیکی را مبنی بر طراحی مواد در حین حرکت در میان آب و هوا ارائه کرده و رهبری این پروژه را به عهده داشته معتقد است این قانون ساختاری از سیستمی تبعیت می کند که طی زمان شکل می گیرد و چگونگی بینش و درک زیبایی را تعیین می کند.
