۱۵ شهریور ۱۴۰۵ – ۱۷:۰۸
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، در تاریخ ادبیات، کمتر اثری را میتوان یافت که به اندازه ایلیاد و ادیسه هومر سرچشمه اقتباس و تفسیرهای تازه شده باشد. روایتی که بیش از دو هزار سال پس از شکلگیریاش همچنان برای سینما، تئاتر، ادبیات و هنرهای تجسمی ماده خام فراهم میکند. با این حال، در قلب فلسفه یونان باستان، صدایی وجود داشت که نسبت به قدرت همین روایت بزرگ بدبین بود و آن صدا متعلق به فیلسوف بزرگ آتنی، سقراط بود.
سقراط در هیچ متن باقیماندهای درباره مفهوم مدرن اقتباس بحث نکرده است. آنچه در گفتوگوهای افلاطون با صراحت دیده میشود، مخالفت با شعر تقلیدی و نحوه بازنمایی رفتار انسانها، قهرمانان و خدایان در شعر هومری است. در کتاب «جمهوری»، سقراط حتی تصریح میکند که از کودکی هومر را دوست داشته است اما این علاقه نباید او را از حقیقت دور کند. او هومر را بزرگترین شاعر میداند، ولی همین ستایش را مانعی برای نقد حقیقت نمیداند. پس پرسش اصلی سقراط این نبود که «آیا میتوان ایلیاد را دوباره روایت کرد؟» بلکه او پرسش بسیار رادیکالتری را مطرح میکرد و میگفت: «وقتی یک روایت قدرتمند را بازنمایی میکنیم، این بازنمایی با روح و ذهن مخاطب چه میکند؟»
