شنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ – ۱۸:۵۴
قصد نداشتم درباره فیلم «ناپلئون درباغ زردآلو» چیزی بنویسم اما حضور سعید آقاخانی و امیر جعفری در این اثر طنز، و برخی خبرهای ناگواردرباره سینماهای تاریخی کشور، مرا برآن داشت تا مطلبی درباره این فیلم ناپلئونی بنویسم.
این فیلم که دومین تجربه بلند سینمایی حامد محمدی پس از «زودپز» محسوب میشود، با ترکیبی از چهرههای مطرح سینمای کمدی، یکی از پر انتظارترین فیلمهای کمدی برای موفقیت در گیشه است چیزی که بعید به نظر میرسد!
سعید آقاخانی مثل همه آثار طنز این سالهای خود در این فیلم هم با سادگی و خونسردی آمیخته به طنز مقابل دوربین ظاهر شده و همچنان که انتظار داریم بخش مهمی از جذابیت بازیاش را از واکنشهای کنترلشده و موقعیت میگیرد. دقیقا همان چیزی که مخاطب از او در مجموعه تلویزیونی «نون. خ» دیده است، در مقابل، امیر جعفری بیشتر با انرژی بالا، واکنشهای تند، سریع و بازی بیرونی شناخته میشود که دراین فیلم نیز اینگونه است، حضوراین دو بازیگر توانمند و دیگر چهرهها در چنین فیلمی جای بحث دارد که در حوصله این مقال نیست.
کارگردان «ناپلئون درباغ زردآلو» نخستین فیلم سینمایی خود، یعنی «فرشتهها با هم میآیند» را درسال۱۳۹۲ ساخت. او در ادامه «اکسیدان»، «چهار انگشتی» و «چپ،راست» را ساخت. و اما اثر اخیر او ایده ای کلیشهای دارد که با اسم عجیبش به دنبال جذب مخاطب است و بر نگارنده هنوز روشن نیست که چرا نام ناپلئون در کنار باغ زردآلو قرار گرفته است و آیا کشاندن پای پادشاه فرانسه به ماجراهای این فیلم برای آن شگون خواهد داشت یا خیر؟
زیرا ناپلئون یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی تاریخ محسوب میشود و در طی جنگهای ناپلئونی که او به راه انداخت حدود سه تا شش میلیون نفرکشته شدند.
حال باید دید محمدی میتواند این ایده را در دل یک قصه سرقت و موقعیتهای کمدی حفظ نموده و میان شوخی، داستان دزدی و مضمون اجتماعی تعادل برقرار کند یا «ناپلئون در باغ زردآلو» صرفاً به یک کمدی نه چندان جذاب تبدیل میشود که مخاطب خیلی زود آن را فراموش خواهد کرد؟
درخلاصه داستان «ناپلئون در باغ زردآلو» آمده است:د و زندانی به نام های بهمن و يحيی در زندان نقشه بزرگترين دزدی عمرشان را می كشند تا بقول خودشان با عمل کردن به آن بارشان را برای هميشه ببندند.
سعید آقاخانی، امیرجعفری، غلامرضا نیکخواه، ناهید مسلمی، امید روحانی، شادی خلیلی، قاسم زارع، نیما نوریزاده و یوسف تیموری بازیگران این فیلم را تشکیل میدهند که ترکیبی از کمدینهای حرفهای و بازیگران جدی سینما هستند.
در تبلیغ این فیلم آمده است که «ناپلئون در باغ زردآلو» در ظاهر یک کمدی سرگرم کننده است، اما در باطن به آسیبهای اجتماعی و روانی شخصیتهای حاشیهدار جامعه میپردازد، ولی واقعیت این است که سازنده فیلم آسیب های اجتماعی را بهانه کرده تا قصه ای نه چندان محکم و قوام یافته را با چاشنی طنز و خنده به خورد مخاطب خود بدهد. دو سارق زندانی به عنوان شخصیتهای اصلی داستان، از قشرهای فرو دست و حاشیهنشین جامعه انتخاب شده اند، تا حس ترحم مخاطب را برانگیزند، ضمن آنکه فیلمساز به راحتی هرگونه گرایش به کارهای خلاف قانون مثل بزه کاری، سرقت و جرم و جنایت را هم به این قشر مظلوم و محروم نسبت داده است تا هم مخاطب را بخنداند و هم حس ترحم او را تحریک نماید.
نام فیلم نیز که ترکیبی از نام یک امپراتور فرانسوی و یک میوه است، نشان از تناقضی عمدی، برای تحریک حس کنجکاوی تماشاگر است که البته چندان طرفی نمی بندد، هرچند سازندگان فیلم مدعی اندکه این نام استعارهای از رویاهای بزرگ در پسزمینه زندگیهای ساده و محقراست. و جالب تر اینکه، حتی داد سخن داده اند که «این لایههای پنهان، میتوانند مخاطب را بعد از پایان فیلم، همچنان درگیر پیامهای آن نگه دارند و فیلم را از یک سرگرمی زودگذر به یک اثرماندگار تبدیل کنند.» که باید بدون تعارف گفت: زهی خیال باطل!
و کلام آخر اینکه، با وجود حمایت همه جانبه مسئولان سینمایی ازبرخی فیلمهای ضعیف و مخاطب آزار….، درهمین روزها، سالن خاطره برانگیز و قدیمی سینما ۲۲بهمن رشت به دلیل اختلاف نظر وارثان در شرف تعطیلی قراردارد.
بدتر اینکه متاسفانه رییس سازمان سینمایی و مدیر سینماشهرکه باید همیشه در جریان اتفاقات سینمایی کشور باشند! گویا اصلا برای شان مهم نیست که تمام سالنهای سینمای ایران همزمان یا تک به تک تعطیل شوند.
همین مدیران، روزی درزهک زابل واقع در استان سیستان و بلوچستان یک سالن چند منظوره دولتی را افتتاح نموده و با جاروجنجال به عنوان سالن سینما جا می زنند! و روز دیگر با دادن بیلان های بیهوده درباره افزایش زیرساخت های سینما، به مردم دلخوشی غیرواقعی می دهند.
مدیرانی که در دورترین شهرستانهای کشور به دنبال راه اندازی سالن های بزرگ و گاه غیر استاندارد بعنوان سینما و مرکز فرهنگی هستند، اما تعطیلی سینماهای خاطره انگیز، اصلا برای شان مهم نیست! جای تاسف است که درسایه خواب خرگوشی مسئولان، تنها سینمای فعال بخش خصوصی در رشت از دست برود! بدون تردید، اگر این سالن سینما تعطیل شود، سرنوشتش مانند سینما انقلاب شده و تبدیل به مرکزخرید خواهد شد! درست چیزی مثل خراب شدن داروخانه تاریخی کارون رشت!
این فیلم که دومین تجربه بلند سینمایی حامد محمدی پس از «زودپز» محسوب میشود، با ترکیبی از چهرههای مطرح سینمای کمدی، یکی از پر انتظارترین فیلمهای کمدی برای موفقیت در گیشه است چیزی که بعید به نظر میرسد!
سعید آقاخانی مثل همه آثار طنز این سالهای خود در این فیلم هم با سادگی و خونسردی آمیخته به طنز مقابل دوربین ظاهر شده و همچنان که انتظار داریم بخش مهمی از جذابیت بازیاش را از واکنشهای کنترلشده و موقعیت میگیرد. دقیقا همان چیزی که مخاطب از او در مجموعه تلویزیونی «نون. خ» دیده است، در مقابل، امیر جعفری بیشتر با انرژی بالا، واکنشهای تند، سریع و بازی بیرونی شناخته میشود که دراین فیلم نیز اینگونه است، حضوراین دو بازیگر توانمند و دیگر چهرهها در چنین فیلمی جای بحث دارد که در حوصله این مقال نیست.
کارگردان «ناپلئون درباغ زردآلو» نخستین فیلم سینمایی خود، یعنی «فرشتهها با هم میآیند» را درسال۱۳۹۲ ساخت. او در ادامه «اکسیدان»، «چهار انگشتی» و «چپ،راست» را ساخت. و اما اثر اخیر او ایده ای کلیشهای دارد که با اسم عجیبش به دنبال جذب مخاطب است و بر نگارنده هنوز روشن نیست که چرا نام ناپلئون در کنار باغ زردآلو قرار گرفته است و آیا کشاندن پای پادشاه فرانسه به ماجراهای این فیلم برای آن شگون خواهد داشت یا خیر؟
زیرا ناپلئون یکی از بزرگترین فرماندهان نظامی تاریخ محسوب میشود و در طی جنگهای ناپلئونی که او به راه انداخت حدود سه تا شش میلیون نفرکشته شدند.
حال باید دید محمدی میتواند این ایده را در دل یک قصه سرقت و موقعیتهای کمدی حفظ نموده و میان شوخی، داستان دزدی و مضمون اجتماعی تعادل برقرار کند یا «ناپلئون در باغ زردآلو» صرفاً به یک کمدی نه چندان جذاب تبدیل میشود که مخاطب خیلی زود آن را فراموش خواهد کرد؟
درخلاصه داستان «ناپلئون در باغ زردآلو» آمده است:د و زندانی به نام های بهمن و يحيی در زندان نقشه بزرگترين دزدی عمرشان را می كشند تا بقول خودشان با عمل کردن به آن بارشان را برای هميشه ببندند.
سعید آقاخانی، امیرجعفری، غلامرضا نیکخواه، ناهید مسلمی، امید روحانی، شادی خلیلی، قاسم زارع، نیما نوریزاده و یوسف تیموری بازیگران این فیلم را تشکیل میدهند که ترکیبی از کمدینهای حرفهای و بازیگران جدی سینما هستند.
در تبلیغ این فیلم آمده است که «ناپلئون در باغ زردآلو» در ظاهر یک کمدی سرگرم کننده است، اما در باطن به آسیبهای اجتماعی و روانی شخصیتهای حاشیهدار جامعه میپردازد، ولی واقعیت این است که سازنده فیلم آسیب های اجتماعی را بهانه کرده تا قصه ای نه چندان محکم و قوام یافته را با چاشنی طنز و خنده به خورد مخاطب خود بدهد. دو سارق زندانی به عنوان شخصیتهای اصلی داستان، از قشرهای فرو دست و حاشیهنشین جامعه انتخاب شده اند، تا حس ترحم مخاطب را برانگیزند، ضمن آنکه فیلمساز به راحتی هرگونه گرایش به کارهای خلاف قانون مثل بزه کاری، سرقت و جرم و جنایت را هم به این قشر مظلوم و محروم نسبت داده است تا هم مخاطب را بخنداند و هم حس ترحم او را تحریک نماید.
نام فیلم نیز که ترکیبی از نام یک امپراتور فرانسوی و یک میوه است، نشان از تناقضی عمدی، برای تحریک حس کنجکاوی تماشاگر است که البته چندان طرفی نمی بندد، هرچند سازندگان فیلم مدعی اندکه این نام استعارهای از رویاهای بزرگ در پسزمینه زندگیهای ساده و محقراست. و جالب تر اینکه، حتی داد سخن داده اند که «این لایههای پنهان، میتوانند مخاطب را بعد از پایان فیلم، همچنان درگیر پیامهای آن نگه دارند و فیلم را از یک سرگرمی زودگذر به یک اثرماندگار تبدیل کنند.» که باید بدون تعارف گفت: زهی خیال باطل!
و کلام آخر اینکه، با وجود حمایت همه جانبه مسئولان سینمایی ازبرخی فیلمهای ضعیف و مخاطب آزار….، درهمین روزها، سالن خاطره برانگیز و قدیمی سینما ۲۲بهمن رشت به دلیل اختلاف نظر وارثان در شرف تعطیلی قراردارد.
بدتر اینکه متاسفانه رییس سازمان سینمایی و مدیر سینماشهرکه باید همیشه در جریان اتفاقات سینمایی کشور باشند! گویا اصلا برای شان مهم نیست که تمام سالنهای سینمای ایران همزمان یا تک به تک تعطیل شوند.
همین مدیران، روزی درزهک زابل واقع در استان سیستان و بلوچستان یک سالن چند منظوره دولتی را افتتاح نموده و با جاروجنجال به عنوان سالن سینما جا می زنند! و روز دیگر با دادن بیلان های بیهوده درباره افزایش زیرساخت های سینما، به مردم دلخوشی غیرواقعی می دهند.
مدیرانی که در دورترین شهرستانهای کشور به دنبال راه اندازی سالن های بزرگ و گاه غیر استاندارد بعنوان سینما و مرکز فرهنگی هستند، اما تعطیلی سینماهای خاطره انگیز، اصلا برای شان مهم نیست! جای تاسف است که درسایه خواب خرگوشی مسئولان، تنها سینمای فعال بخش خصوصی در رشت از دست برود! بدون تردید، اگر این سالن سینما تعطیل شود، سرنوشتش مانند سینما انقلاب شده و تبدیل به مرکزخرید خواهد شد! درست چیزی مثل خراب شدن داروخانه تاریخی کارون رشت!
