۱۰:۱۵ – ۰۳ شهريور ۱۴۰۵
ترامپ در بازتعریف شکست به پیروزی استاد است، او با سوءاستفاده از فضای خبری از تریبونها و شبکههای اجتماعی نه برای پذیرش واقعیت که برای بازتعریف آن استفاده میکند.
باشگاه خبرنگاران جوان – همان روزهای آغازین جنگ رمضان، پس از هفته اول که مجلس خبرگان رهبری سرانجام پس از تهدیدات امنیتی شدید و موشکباران ساختمان خبرگان و ساختمانهای دیگر به ظن آنکه محل برگزاری جلسه خبرگان است، توانست رهبر جدید را به مردم معرفی کند، وقتی نام شریف «خامنهای» در رهبری سوم ایران هم تکرار شد، ترامپ با موجی از استهزا و البته سؤال مواجه شد که آیا آنچه تو از حمله نظامی به ایران و ترور رهبر این کشور در نظر داشتی این بود که یک آیتالله خامنهای در آستانه ۹۰ سالگی را با آیتالله خامنهای دیگر ۵۶ ساله تغییر بدهی؟ این موج تمسخر در واقع اولین قدم شکستخورده ترامپ را به رخ او میکشید. داغ شهادت و فقدان رهبر برای ایرانیان و دوستداران او سخت و جبرانناپذیر است؛ اما آیا برای آمریکا چیزی تغییر کرده بود؟ نه سیاستهای جمهوری اسلامی تغییر کرد و نه ایران ذرهای از آرمانهای وطندوستی و انقلابی خود عقب نشست. هدف دولت آمریکا از این حملات چه بود؟
ترامپ میخواست ایران تضعیف شود و فراتر از ممانعت از انتخاب رهبر جدید، روی مؤلفههای دیگری هم برای تضعیف حساب کرده بود. عملاً نفس امکان انتخاب رهبری جدید، شکست بزرگی برای ترامپی بود که میخواست که با فقدان رهبری، ایران دچار فروپاشی سیاسی شود، اما همچنن امیدوار بود که ابزارهای جنگ نظامی بتواند ایران را به تسلیم برساند. با این حال با گذشت زمان، هر چه از جنگ فاصله میگرفتیم، تحلیلهای بیشتری بیرون میآمد که آیا آمریکا به آنچه میخواسته رسیده و آیا ایران واقعاً تضعیف شده است؟
روز گذشته بیبیسی فارسی مطلبی منتشر کرد که با تیتر «جنگی که قرار بود ایران را تضعیف کند، چه چیزی را تغییر داد؟» شروع میشد؛ سؤالی که تا حدودی از سبق و سیاق آن میتوان دریافت که قرار است در انتهای گزارش چگونه پاسخ داده شود و چه چیزی را زیر سؤال میبرد. گزارش بیبیسی که مبتنی بر گزارشهای رسانههای بینالمللی و در واقع، انعکاسی از آنهاست، از این منظر جالب توجه است که بیبیسی در دوگانه جمهوری اسلامی و آمریکا در سوی آمریکا ایستاده است و میتوان بسیاری بخشهای آن را اعترافی علیه خود دانست.
